تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
قرآن هميشه كلمهء « آيه » مىآيد . كلمهء « آيه » رساترين كلمه‌اى است كه در اين زمينه مىشد گفت . آيه را در جايى مىگويند كه يك چيزى ماهيتش اشاره به جاى ديگر باشد . سر چهارراه‌ها يا سر كوچه‌ها و خيابانها مىبينيم مثلًا يك فلش نصب كرده‌اند ، يك وقت فلش سفيد در زمينهء آبى است ، اين را كه شما نگاه مىكنيد خودش اشاره است ، مىگويد راه از اين طرف باز است ، يا اگر سفيد در زمينهء قرمز باشد علامت عبور ممنوع است . اين را مىگويند « آيه » يعنى چيزى كه وجودش علامت است ، اصلًا وجودش وجود علامتى است ، اشاره به يك چيز ديگر است ؛ يك مطلبى را دارد به ما مىفهماند . تفاوت يك نفر موحد و غيرموحد در اين است كه غيرموحد وقتى كه به اين عالم نگاه مىكند مثل اين است كه يك بچهء سه‌ساله يا يك آدم بىخبر از اين علائم قراردادى [ به اين علائم نگاه مىكند . ] اگر يك آدم دهاتى كه به عمرش شهر را نديده و با مقررات راهنمايى و رانندگى آشنا نيست ، بيايد سر كوچه آن فلش را ببيند از آن چه مىفهمد ؟ فقط يك تابلويى مىبيند ، يك زمينهء آبى و يك [ رنگ سفيد . ] برايش معنى ندارد . آن دهاتىِ بىخبر از همهء مقررات راهنمايى همان را مىبيند كه شما مىبينيد ، چشم او با چشم شما يك چيز مىبيند ، دو چيز نمىبيند ، چنين نيست كه چشم شما از او بيشتر ببيند چشم او كمتر ببيند ، ممكن است چشم او تيزتر هم باشد و بيشتر هم ببيند ، ولى براى او آن تابلو معنى ندارد ، اما براى شما معنى دارد . يا خطى كه روى كاغذ مىنويسند ، بچه كه آن را نگاه مىكند همان را مىبيند كه آدم بزرگ مىبيند ولى براى آدم بزرگ معنى دارد ، هر حرفش ، هر نقطه‌اش اشاره به چيزى است ولى براى آدم بىسواد معنى و مفهوم ندارد . معنى ، باطن است و لفظ ظاهر . آنجا هم تابلو ظاهر است ، آن مقصودى كه ميان مردم قراردادى است معنى است .

عالم ، كتاب حق تعالى

تفاوت يك آدم موحد با غيرموحد اين است كه عالم براى يك نفر موحد معنى دارد ، يعنى كتابى است نوشته ، معنىدار و هر لفظش اشاره به يك معناست ؛ اما براى آدم غيرموحد ، براى آدم مادى معنى ندارد ، مثل خطوطى است كه يك آدم بىسواد آن را نگاه مىكند . از نظر آدم بىسواد غير از خطهايى چيز ديگرى وجود ندارد ، اين خطوط براى فهماندن يك مقصود نيست . اينكه قرآن كريم اين همه روى كلمهء « آيه »