نوع حالت هشدار و بيدارباش و آگاهكن كه : متوجه باش . تشبيه كرديم به كسى كه پشت دستگاه تلگراف نشسته ؛ در حالى كه به خود مشغول است و توجهى [ به اطراف ] ندارد ، يك مرتبه مىبيند دستگاه از آن پشت صدا كرد ، يك الفبايى را گفت ، او تازه متوجه مىشود كه بايد خبر بگيرد . اول كه مىگويد « حم » اين دو حرف ، حالت اخبار و اعلام است به پيغمبر اكرم و هشدار دادن به قلب پيغمبر و متمركز كردن [ او ] براى گرفتن وحى ؛ و گفتيم اين حرفى كه اخيراً آن مرد مصرى در حسابهاى خودش به آن رسيده بسيار حرف بجايى است كه در اول هر سورهاى آن حروفى تكرار شده است كه به نسبت از هر حرف ديگرى در آن سوره بيشتر آمده ولو با كسرها و اعشاريهاى خيلى زياد ؛ يعنى مثلًا سورهء « يس » واقعاً به نسبت اگر حساب كنيم سورهء « ى » و « س » است ، يعنى سورهاى است كه در آن « ى » و « س » بيشتر آمده منتها با يك حساب رياضى و دقيقى كه عقل بشر قادر نيست آن را حساب كند . امروز هم تا اين ماشينها پيدا نشده بود كسى نمىتوانست به اين حساب برسد ، يعنى اينقدر حسابش دقيق و رياضى و كسورش زياد است ! حال چه رابطههايى ميان حروف و معانى هست مطلب ديگرى است . اين يك واقعيتى است كه ميان حروف و معانى يك رابطهاى در واقع وجود دارد . اين مطلب اگرچه به مرحلهء قطعى و علمى نرسيده ولى به صورت يك فرضيه موجود است . اول كه مىگويد « حم » اين « حم » پيغمبر را متوجه مىكند به اينكه آغاز وحى است و وحى دارد آغاز مىشود و هم توجه مىدهد كه سوره هم سورهء « ح » و « م » است .
« تَنْزيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ » . اين ديگر تقدير نمىخواهد كه تنزيلْ [ به معنى ] منزَّل است ، منزَّل اضافه شده به كتاب ، الكتاب المنزّل با هُوَ در تقدير ؛ اينها معنى ندارد . در حالى كه وحى دارد فرود مىآيد ، خودش دارد خودش را بيان مىكند : فرود آمدن وحى است ، فرود آمدن كتاب است . اين خودش مبتداى خودش است و خودش خبر خودش . نظير اين است كه شما از جلوى يك مسجد مىگذريد مىبينيد آنجا نوشته « مسجد نور » . اين معنى ندارد كه بگوييم در اينجا يك چيزى در تقدير است : اين مسجد نور است . « اين » اش خود همان هيكل مسجد است كه آنجاست . ديگر لازم نيست كسى بيايد بگويد كه « اين مسجد نور است » . « اين » را در جايى بايد گفت كه بايد با حرف « اين » آن را نشان داد . اما آن جايى كه « مسجد نور » را در كنار خود مسجد نوشتهاند وجود عينى مسجد خودش جانشين وجود
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 670
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٧٠