تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
بروز و ظهور رساندن . « انْ كُنْتُمْ موقِنين » اگر شما اهل يقين باشيد . معنايش اين نيست كه اگر شما يقين داشته باشيد خدا اين طور است ، اگر يقين نداشته باشيد نه . همانطور كه زمخشرى گفته و ديگران از او استفاده كرده‌اند ، گاهى ما خودمان اين تعبير را به كار مىبريم ( اين تعبير شايع است ) ، مىگوييم فلان قضيه اين طور شده اگر بدانى . اين « اگر بدانى » نه معنايش اين است كه اگر تو ندانى چنين قضيه‌اى اتفاق نيفتاده ؛ يعنى چنين چيزى هست و بايد تو بدانى . « انْ كُنْتُمْ موقِنين » هم اين است : اگر يقين داشته باشيد ، يعنى بايد اين مطلب را درك كنيد . «
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَ يُمِيتُ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ
» پشت سر ربوبيت مطلقهء الهى الوهيت مطلقهء الهى ذكر مىشود ( الوهيت ، استحقاق ذات پروردگار است براى پرستش و استحقاق نداشتن هيچ موجود ديگر براى پرستش ) يعنى به دليل اينكه او رب مطلق است به همين دليل او معبود مطلق است . به همين دليل كه ربى غير از او نيست و تدبيرى جز به دست او نيست پس معبودى جز او نيست چون هر معبودى را كه انسان عبادت مىكند به حساب اين است كه خيال مىكند تدبير كار در دست اوست ، امرى را در دست او مستقلًا خيال مىكند ، ولى وقتى كه فهميد تدبيرِ امر مطلقاً در دست خداست ، رب مطلق خداست ، قهراً معبود مطلق هم اوست . « لا الهَ الّا هُوَ » پس معبودى جز او نيست . « يُحْيى وَ يُميتُ » دو شأن و دو صفت ديگر از پروردگار ذكر كرده است ، احياء و اماته ؛ اوست كه مىميراند و اوست كه زنده مىكند ؛ او هم مىميراند و هم زنده مىكند . احياء و زندگى در دست اوست ، همه چيز در دست اوست . بار ديگر : «
رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ
» اللَّه رب شما ؛ اوست كه شما را در همين حدى كه يك موجود جسمانى هستيد در رحم مادر پرورش داد ، اوست كه شما را از دورهء كودكى به دورهء جوانى و از دورهء جوانى به دورهء پيرى برد ؛ نه تنها پروردگار شما ، پروردگار شما و پروردگار پدران گذشتهء شما ؛ يعنى همهء شما با دست او پرورش يافته‌ايد . بعد مىفرمايد : « بَلْ هُمْ فى شَكٍّ يَلْعَبونَ » با همهء اين حقايق روشن ، باز اينها در يك حال شكى به سر مىبرند ، شك توأم با لعب . اين تعبير بىادبانه از من است : اين [ سخن ] مثل اين است كه بعد كه همهء اينها را گفتيم بگوييم در عين حال همهء اين حرفها ياسين به گوش كى خواندن است . به گوش اينها چيزى فرو نمىرود . اينها در همان حالت شك و ترديد خودشان هستند ولى لعب .