تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦

شك توأم با لعب

اين توأم شدن شك با لعب تصادفى نيست . خدا تضمين كرده است كه اگر انسان طالب حقيقت باشد راه را به او بنماياند . اين ، تضمين قطعى است : «
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ »
« 1 » كسانى كه در راه ما بكوشند ( همان شأن ربوبيت پروردگار است ) ، شأن ربوبيت ما ، شأن هادويّت ما اقتضا مىكند كه راهها را به آنها بنمايانيم . پس اساس مطلب اين است كه انسان خالصانه و مخلصانه ، حق‌خواه و حق‌جو و حق‌طلب باشد و جدى باشد و به جد بخواهد . اما اگر انسان مىخواهد همه چيز را با حالت لعب و شوخى و غير جدى تلقى كند اين شكِ توأم با لعب است . شكِ توأم با لعب هرگز رفع‌شدنى نيست . خداوند انسان را براى مسخرگى و اينكه هر چيزى را غير جدى بگيرد نيافريده ، خدا انسان را آفريده كه همه چيز را جدى بگيرد . افرادى واقعاً هميشه در حال شك در مسائل دينى به سر مىبرند ولى هر وقت هم مسئله به آنها عرضه بشود شروع مىكنند آن را با حالت مسخره‌چىگرى تلقى كردن . اين است كه تا آخر عمر به همين حالت باقى مىمانند و اين ديگر بيمارىِ چاره ناپذير است . چون بيمارىِ چاره‌ناپذير است [ قرآن ] مىگويد پس رهايشان كن ، حالا منتظر باش جريانهايى را كه در آينده است . چه جريانهايى ؟ «
فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ
» اى پيغمبر منتظر آن روز باش كه آسمان دود روشنى را بياورد . مقصود اين است كه فضاى آسمان پر از دود بشود . راجع به اينكه قرآن در اين آيه چه مىخواهد بگويد ، مفسرين دو سه جور نظر داده‌اند . يكى اينكه گفته‌اند اين آيه اشاره به يك حادثهء واقع شده در زمان پيغمبر اكرم است ، يعنى در آن زمان كه آيه آمد واقع نشده بود ولى بعد واقع شد ، چون نوشته‌اند پيغمبر اكرم يك بار نفرين فرمود به قريش كه اذيت مىكردند ، فرمود : « اللَّهُمَّ اجْعَل‌ْسِنيهِمْ كَسِنى يوسُف » « 2 » خدايا قحطىاى مانند قحطى يوسف براى اينها بفرست . سرزمين مكه هم كه سرزمين ضعيفى است ؛ يك سال ، دو سال كه بگذرد و اينها در مضيقه قرار بگيرند خيلى وضعشان بد مىشود . اينها گرفتار به اصطلاح مَجاعَه شدند
هامش
( 1 ) . عنكبوت / 69 . ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 16 / ص 411 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 636 | مرتضى مطهرى