و خيلى بر اينها سخت گذشت به گونهاى كه گرسنگى به معنى واقعى چنان بر اينها فشار آورد كه دنبال استخوان و توت خشكيده و چيزهايى كه هرگز نمىخوردند رفتند . به گونهاى شد كه اينها وقتى به آسمان نگاه مىكردند همه چيز را تاريك مىديدند . از ابن مسعود نقل كردهاند كه گفته است اين آيه نظر به اين قضيه دارد . البته منافاتى ندارد كه اين قضيه واقع شده باشد يعنى چنين مجاعهاى بوده ، ولى اينكه آيا اين آيه ناظر به اين قضيه است يا نه ، محل بحث است . اكثر مفسرين اين تفسير ابن مسعود را قبول نكردهاند .
دو تفسير ديگر شده است . يك تفسير گفته است مقصود قيامت است كه در قيامت چنين خواهد شد . اين تفسير خيلى ضعيف است چون آيات بعد درست ضد اين مطلب را مىگويد .
اشراط الساعه
تفسير سوم كه مفسرين گفتهاند اين است كه اين [ قضيه ] يكى از اشراط الساعه است يعنى يكى از قضايايى است كه در دنيا قبل از قيامت واقع مىشود ، مثل ظهور حضرت حجت و مثل نزول عيسى و مثل - به حسب روايات - [ فتنهء ] دجّال ؛ يعنى روزى در همين دنيا ، در همين زندگى ، حادثهاى پيش خواهد آمد كه انسان وقتى به طرف آسمان نگاه مىكند مىبيند دود سراسر زندگى مردم را گرفته است ، و مردم حالت كسانى را پيدا مىكنند كه در خانهء دربستهاى باشند و در آنجا چيزى را دود كنند و دود منفذى براى بيرون رفتن نداشته باشد . قدما چيزى نداشتهاند كه بخواهند تفسير كنند كه چه چيزى خواهد بود ولى امروز براى ما خيلى به ذهن نزديك مىشود كه با اين اوضاع و صنعتها و بناها و زاغههاى مصنوعى كه بشر ساخته حتماً چنين روزى خواهد آمد كه همين بشر - شايد به دست خودش - آنچنان اين زمين را آتش بزند و يك حالتى رخ بدهد كه تمام روى زمين را گاز و دود فرا بگيرد ، آنچنان كه همه بر روى زمين مثل آدمهايى بشوند كه در اتاق دربستهاى هستند كه منفذى براى بيرون شدن نيست ؛ چه مىدانيم . ولى اين مقدار را مفسرين گفتهاند كه اين از اشراط الساعه است ، يعنى از حوادث فوقالعادهاى است كه در آينده رخ خواهد داد .
« اشراط الساعه » يعنى قبل از قيامت و قبل از اينكه اوضاع زمين به كلى در هم پيچيده شود حوادث كلى و مهمى مثل ظهور حضرت حجت بر روى زمين رخ