سخت مىگيريم كه [ مردم را از اسلام بيزار مىكنيم . ]
در آن حديث معروف هست كه حضرت صادق عليه السلام همين موضوع را به اصحابشان نصيحت مىكردند ، فرمودند : مردم را كه دعوت مىكنيد آنها را نترسانيد ، سختگيرى نكنيد . بعد فرمود : روش ما اهل بيت بر سهولت و سماحت و آسانى است و روش ديگران ( خوارج و ديگران ) بر سختگيرى است . آنگاه حضرت آن مثل معروف را كه لابد همه شنيدهايد ذكر كردند ، فرمودند : مرد مسلمانى بود و همسايهء غيرمسلمانى داشت و آن مسلمان مرد زاهد و عابدى بود . كمكم در دل اين غيرمسلمان ميل به اسلام پيدا شد ( معلوم مىشود آن عابد تعصبى نداشته ) ، به همسايهاش مراجعه كرد و مسلمان شد . همسايه خيلى اظهار تشكر كرد . همان شب اوّلى كه او مسلمان شد ، هنگام سحر يك وقت تازه مسلمان ديد درِ خانهاش را مىزنند ، تعجب كرد كه اين وقتْ در زدن يعنى چه ؟ ! آمد گفت چيست ؟ گفت من رفيق مسلمانت هستم . امرى داشتى ؟ گفتم الآن وقت مسجد است برويم مسجد .
بسيار خوب . اين بيچاره را سحر بلند كرد براى نماز شب خواندن . رفتند و دستور نماز شب به او داد و نماز شب خواندند . گفت تمام شد ؟ گفت نه ، نماز صبح را هم بخوانيم ، و بعد تعقيبات نماز صبح . تا بعد از آفتاب او را معطل كرد . بعد گفت روزه هم مستحب است ، از فوايد روزه گفت و او را وادار كرد كه قصد روزه كند . اين بدبخت خواست بيايد بيرون ، او را به يك آداب مستحبهاى وادار كرد . خلاصه تا نماز مغرب و عشا او را معطل كرد و فقط براى افطار اجازه داد برود منزل . شب بعد رفت درِ خانهاش را زد . گفت كيستى ؟ گفت رفيق ديروزت هستم . چكار دارى ؟ آمدهام كه برويم مسجد . گفت : معذرت مىخواهم اين دين به درد تو مىخورد ، براى يك آدم بيكار خوب است ، من كار و زندگى دارم ، از مسلمانى دست برداشتم . حضرت فرمود هيچ وقت با مردم چنين نكنيد .
نبوت ، شأنى از شئون ربوبيت
به هر حال اينكه اينجا كلمهء «
رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ
» آمده است بعد «
رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ
» عنايت به اين است كه نبوت از خدمهء ربوبيت و شأنى از شئون ربوبيت است . كار پيغمبر پرورش دادن است . پرورش دادن يعنى نيروهاى موجود را تكميل كردن . پرورش دادن يك گل يعنى چه ؟ يعنى استعدادهاى آن را به