آن طورى كه دل خودش مىخواهد اجرا مىكند . انسان مىگويد آقا ! آن مديركل و معاون را رها كن ، از آنها كارى ساخته نيست ، آنها كارشان فقط دستور دادن است ، برو سراغ همين كارمندان جزء . يك وقت شما مىبينيد يك كارمند جزء كه يك نامه را بايد تنظيم كند از خود وزير بيشتر كار از او ساخته است .
دربارهء دستگاه خدا اينجور اعتقاد داشتند : اساس [ موجودات ردهء پايينتر ] هستند . خلاصه اگر شما دم اينها را ببينيد اينها بلدند آنجا را درست كنند ، كلاه هم سر بالاتريها بگذارند ، ولى اگر اينجا را درست نكنى فايده ندارد . اين بود كه اذهان به جاى اينكه متوجه خدا بشود متوجه بتها مىشد كه اينها بايد كار را درست كنند ؛ و مكرر گفتهايم كه ما هم اگر بخواهيم دربارهء شفاعت شفعا چنين اعتقادى داشته باشيم و بگوييم خدا يك دستور دارد ، يك قانون دارد ، يك رضايت دارد ، امام حسين دستور و قانون و رضايت ديگرى دارد ؛ خدا يك دستگاه دارد ، امام حسين دستگاه ديگرى ؛ دستگاه خدا يك حساب دارد ، دستگاه امام حسين حساب ديگرى ، و آنجا مطلب به شكل ديگرى است ؛ بعد بگوييم ما كه دستمان به خدا نمىرسد ، آنجا كار خيلى مشكل است ، مىآييم امام حسين را كه به يك چيزهاى سهل و سادهاى راضى مىشود [ شفيع قرار مىدهيم ؛ ] خدا به انسان مىگويد نماز ، روزه ، جهاد با نفس ، اخلاق پاك ، حج ، جهاد ، امربه معروف و نهى از منكر ، كارهاى خيلى سخت ؛ امام حسين بر عكس ، يك دستگاه خيلى سادهاى دارد ، با يك روضهاى گرفتن و يك دانه اشكى ريختن و چند تا سينهزدن و خلاصه در چند روز دههء عاشورا سهل و ساده مىشود همهء قضايا را صاف كرد ؛ ما به جاى اينكه از درِ خدا وارد بشويم كه درِ خيلى سخت و مشكلى هست از درِ امام حسين وارد مىشويم ، بعد امام حسين خودش مىرود آنجا كارها را درست مىكند ؛ [ اگر چنين اعتقادى داشته باشيم به خطا رفتهايم . ]
اين معنايش همان است كه از كارمند جزء كارهايى ساخته است كه از [ رئيس ] كل ساخته نيست . اين جور اعتقاد به شفاعت امام حسين قطعاً باطل است ، يعنى از نوع اعتقاد به شفاعتى است كه بتپرستها دربارهء بتها داشتند . همان طورى كه در آنجا بتها تقصيرى نداشتند و اين تقصير متوجه خود بتپرست بود ، در اين گونه اعتقاد هم بديهى است كه امام حسين مسئول نيست ، اين تقصير متوجه آن كسى است كه چنين اعتقادى دارد . ولى اگر كسى اعتقادش به شفاعت اين باشد كه خير ،
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 617
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦١٧