اگر از اين حرفها توبه نكنيد چنين و چنانتان مىكنم ، يعنى مىكشمتان ، و كشت . پس بگوييم اينها رفته بودند درِ خانهء على ! اين ، درِ خانهء على رفتن نيست . على خانهاى غير از خانهء خدا ندارد ، درِ خانهاى غير از درِ خانهء خدا ندارد . امام حسين درِ ديگرى باز نكرده غير از در خانهء خدا كه بگوييم از در خانهء خدا نمىرويم ، از در خانهء امام حسين مىرويم ! اگر درى غير از در خانهء خدا باز كرده باشد كه او امام حسين نيست . شفاعت ، مسلّم شامل عدهاى از اهل توحيد مىشود ، همهء شرايطش را ما نمىدانيم و اينكه در چه مواقعى برسد ، براى ما خيلى روشن نيست ، ولى بالاخره در يك مواقعى براى اهل توحيد شفاعت خواهد رسيد . شفاعت همان مغفرت الهى است كه وقتى به خدا نسبت مىدهيم اسمش مىشود « مغفرت » ، وقتى به وسائلى كه خدا براى مغفرت خودش برانگيخته است نسبت مىدهيم اسمش مىشود « شفاعت » .
شفاعت به اذن خدا
حرفى كه در زمان ما مطرح شده است بيشتر دربارهء شفاعتخواهى است . البته ريشهء اين حرف در پنج شش قرن پيش است يعنى از ابنتيميّهء حنبلىِ معروف است كه در دمشق بود و افكار خاصى داشت . او معتقد شد كه شفاعتخواهى از هر شفيعى ولو پيغمبر به طور كلى شرك در عبادت است و جايز نيست ، كه بعد همين فكر به وسيلهء محمد بن عبدالوهّاب بيشتر تأييد شد و بعد به شكل يك مذهب درآمد كه همين مذهب وهّابيهاست . [ بطلان ] اين [ فكر ] هم خيلى روشن است .
شفاعتخواهى ، تا به چه شكل شفاعتخواهى باشد ، چه جور شفاعتى را بخواهى .
وقتى كه خود قرآن يك نوع شفاعت را نفى كرده و نوع ديگر را اثبات كرده [ و ] شفاعت به اذن خدا را اثبات كرده است ، پس اگر ما از شفيع ، شفاعت به اذن پروردگار را بخواهيم اين هرگز شرك نيست و ربطى به شرك ندارد . در خود قرآن اين مطلب آمده . قرآن مىفرمايد : « وَلَوْ انَّهُمْ اذْ ظَلَموا انْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوّاباً رَحيماً » « 1 » اينها آنوقت كه گناهى مرتكب مىشوند و پشيمان مىشوند و در حال توبه قرار مىگيرند اگر بيايند نزد تو و در حضور تو
هامش
( 1 ) . نساء / 64 .