تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
كه اين كار را كرده ، اينها ديگر از اختيار خدا - العياذباللَّه - بيرون است . آتش مىسوزاند ، چه خدا بخواهد چه خدا نخواهد . خدا مىخواست آتش را خلق نكند ، حالا كه آتش را خلق كرده ديگر آتش نمىتواند نسوزاند ، آتش حتماً مىسوزاند چه او بخواهد چه او نخواهد ! اين فكر ممكن است در خيلى افراد باشد . يك اثر تعليمى و تربيتى كه در كار انبيا هست ارائهء همين مطلب است كه هيچ چيزى به صورت استقلال - كه خدا چه بخواهد چه نخواهد - در عالم وجود ندارد ، و اين عجيب مطلبى است ! قرآن به قدرى روى اين مطلب تكيه دارد كه عجيب است . مثلًا در مسئلهء جاويد ماندن مردم در قيامت ، در بهشت ، در جهنم : « خالِدينَ فيها » براى ابد در بهشت هستند و براى ابد در جهنم هستند ، دنبال هر دو دارد : « الّا ما شاءَ » . آنجا اين سؤال مطرح شده كه بسيار خوب ، نسبت به جهنمىها استثنا درست است ؛ خدا وقتى نخواهد ، آنها را بيرون مىآورد ، ولى نسبت به بهشتىها چرا گفته « الّا ما شاءَ » ؟ جوابش اين است كه « الّا ما شاءَ » نظر به اين ندارد كه خلود وجود ندارد ، [ بلكه براى آن است كه ] اين توهّم براى شما پيدا نشود كه چون در آنجا خلود هست ديگر به ارادهء خدا مربوط نيست ، خدا بخواهد هست ، نخواهد هم هست ؛ نه ، خلود قطعاً هست ، بهشت خالد قطعاً هست ، اما ما نبايد اين طور فكر كنيم كه ديگر قطعاً هست ، خدا بخواهد و نخواهد هست ، كار از كار گذشته ، ديگر از دست او [ كارى ساخته نيست ، ] همين قدر كه رفتيم در بهشت ، ديگر كسى نمىتواند بيرونمان كند ، ديگر به خدا ارتباط ندارد ؛ تا اينجا به او مربوط بود ، از اينجا به آن طرف ، ديگر به او مربوط نيست . اين است كه قرآن مىگويد « الّا » يعنى آن هم بسته به مشيت الهى است . درست است كه مشيت الهى هرگز اقتضا نمىكند بيرون رفتن از بهشت را ، ولى اگر به فرض او بخواهد ، بهشت هم نخواهد بود . او نمىخواهد كه بهشت نباشد ، او خواسته است كه بهشت باشد ولى باز هم بودن بهشت قائم به مشيت اوست ؛ و ما در چندين آيه از آيات قرآن داريم كه در چنين مواردى كلمهء مشيت الهى را آورده : « اگر خدا بخواهد » .

لفظ « انْ شاءَ اللَّه »

اين لفظ « انْ شاءَ اللَّه » كه ما اين همه به كار مىبريم - و بايد هم به كار ببريم - براى همين است . ما در مورد قطعىترين كارها مىگوييم « اگر خدا بخواهد » . حتى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 613 | مرتضى مطهرى