عرض كرديم كه خود قرآن مجيد به برخى امور اطلاق « نور » كرده است ، از جمله به قرآن اطلاق « نور » كرده كه قرآن نور خداست ، يعنى نورى است كه مخلوق خداست : قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ . يَهْدى بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَى النّورِ بِاذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ الى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ « 1 » قرآن نور است و به سوى نور كه معرفت خداوند است هدايت مىكند . پس معرفة اللَّه نور است .
اگر از افرادى كه فهمشان يك مقدار سطح پايين است بپرسند : معنى « اللَّهُ نورُ السَّمواتِ وَ الْارْض » چيست ؟ خيال مىكنند نور حسى [ مقصود ] است ، به آنها مىگوييم : خداوند نور دهندهء آسمانها و زمين است . اما اگر كسى بتواند مطلب را خوب بفهمد به او مىگوييم : خدا نه تنها نوردهنده است ، بلكه خودش هم واقعاً نور است و نور از اسماء خداوند است ، ولى معناى نور آن نيست كه انسان خيال كند محصور و منحصر به نور حسى است . اين جملهء اول آيه .
مثلى براى نور خدا
جملهء دوم مثَلى است براى نور خدا نه براى خود خدا . اول مىفرمايد : اللَّهُ نورُ السَّمواتِ وَ الْارْضِ خدا خودش نور آسمانها و زمين است ، ولى خداوند در مخلوقات خودش نورهايى براى هدايت آنان فرستاده است .
در اينجا مثَلى براى « نور خدا » ذكر شده است ، آن نورى كه خداوند به وسيلهء آن مردم را هدايت مىكند ، كه در اين مثل خيلى سخنان گفته شده است . مثل مىزند به يكى از آن ابزارهاى قديمى براى نور . خداوند خانهاى يا خانههايى بزرگ و بلندمرتبه و معابد و مشاهدى را مثال مىآورد كه در آنجا مشكاتى هست ( مشكات يعنى چراغدان ) . مقصود از چراغدان آن جايى است كه در داخل ديوار تهيه مىكردهاند براى اين كه چراغ را در آنجا بگذارند . چراغى را قرآن مثَل مىآورد كه خود اين چراغ در داخل يك جسم شفاف [ مانند ] يك قنديل و يا در داخل يك شيشهاى قرار گرفته باشد . مىدانيم وقتى نور در داخل يك شيشه قرار مىگيرد ، يا به علت اين كه نورها متعاكس مىشوند و يا از جهت اين كه احتراق كاملتر مىشود ، نور بيشتر مىشود .
هامش
( 1 )
. مائده / 15 و 16 .