تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
بوعلى سينا و تقرير غزالى هست . يكى از كارهاى فلسفه ، انسان‌شناسى و روان‌شناسى است و فيلسوف در مسائل روانى بيشتر از هرچيزى تكيه‌اش روى قوهء عاقله است و معتقد است جوهر انسان قوهء عاقلهء اوست و كمال انسان هم فقط كمال قوهء عاقله است و سعادت انسان هم در كمال قوهء عاقله است ، حال چه عقل عملى باشد و چه عقل نظرى و در درجهء اول عقل نظرى . لهذا وقتى قائل شده‌اند كه اين مثل دربارهء انسان است ، آن را راجع به جوهر اصلى انسان كه قوهء عاقله است دانسته‌اند . آنگاه آن را بر مراحل و مراتبى كه خودشان در باب قوهء عاقله تشخيص مىداده‌اند تطبيق كرده‌اند كه مثلًا مقصود از « مشكات » به قول آنها « عقل هيولانى » است ، يعنى عقل در مرحلهء قوه و استعداد محض ؛ منظور از زجاجه و شيشه و آنچه كه نور را مضاعف و زياد مىكند مرحلهء « عقل بالملكه » است ؛ مقصود از مصباح مرحلهء « عقل بالفعل » است و مقصود از آن درخت ، درخت فكر است ، تا آخر . حال كار ندارم به اين كه حرف آنها چقدر مىتواند درست باشد ؛ البته اندكى بعيد است . بوعلى سينا نمىگويد من تفسير مىكنم . آنچه كه خودش در باب مراتب عقل انسان گفته ، تعبيرات قرآن را آنجا پياده كرده بدون اين كه بگويد من مىخواهم آيهء قرآن را تفسير كرده باشم . ولى غزالى جورى بيان كرده كه خواسته آيهء قرآن را تفسير كرده باشد . بعضى ديگر گفته‌اند خداوند از مثال به مشكات و مصباح و زجاجه و . . . در مجموع يك منظور بيشتر ندارد ؛ يعنى يك نور بسيار بسيار روشن . اگر در شب ، در يك فضايى مثل اين مسجد باشيم كه چراغدانى باشد و نورانىترين چراغ « 1 » در آن جا وجود داشته باشد چه حالتى دارد ؟ ديگر هيچ شك و ابهام و ترديدى نيست . گفته‌اند مقصود آيه اين است : نور الهى ، هدايت الهى در اين حد روشن و واضح و هويداست كه چنان چراغى در شب تاريكى در يك فضاى دربسته وجود داشته باشد .

تفسير اين آيه در روايات

در روايات ما اين آيه دو جور تفسير شده است و اين خود نشان مىدهد كه اين آيه
هامش
( 1 ) . در آن زمان مثلش همان بوده [ كه قرآن فرموده است . ]