آگاه باشيد ، اين افكها كه در ميان شما جعل مىشود فوراً بگوييد « هذا افْكٌ مُبينٌ » .
لَوْلا جاؤا عَلَيْهِ بِارْبَعةِ شُهَداءَ فَاذْ لَمْ يَأْتوا بِالشُّهَداءِ فَاولئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكاذِبونَ . شما در كارتان قانون و حساب داريد ، اسلام براى شما وظيفه معين كرده ؛ شرعاً وظيفه داريد كه هر تهمتى نسبت به يك مسلمان شنيديد مادام كه بيّنهء شرعى اقامه نشده است بگوييد دروغ است ، در نزد خدا دروغ است . مقصود از جملهء « در نزد خدا دروغ است » اين است كه در قانون الهى دروغ است .
تكليف ما در مواجهه با افكها
تكليف بسيار روشنى است . بعد از اين ما بايد بدانيم اگر فردى دربارهء فردى يا مؤسسهاى حرفى زد ما چه وظيفهاى داريم . آيا وظيفه داريم سكوت كنيم ؟ نه . آيا وظيفه داريم حتى بگوييم « ما كه نمىدانيم ، خدا عالم است » ، « من چه مىدانم ، شايد باشد شايد نباشد » ؟ نه . آيا وظيفه داريم در مجالس نقل كنيم ، بگوييم « چنين چيزى مىگويند » ؟ به طريق اولى نه . پس وظيفهمان چيست ؟ مادام كه بيّنهء شرعى اقامه نشده و شرعاً بر ما ثابت نشده است ، بايد بگوييم دروغ است . فقط وقتى كه شرعاً ثابت شد و يقين پيدا كرديم « 1 » - مثلًا در مورد زنا چهار شاهد عادل و در مورد غير زنا دو شاهد عادل شهادت دادند كه به چشم خودمان ديديم يا به گوش خودمان شنيديم « 2 » - [ آنگاه وظيفهء مبارزه داريم . ] مادام كه بيّنهء شرعى نيست ، نه حق داريم بازگو كنيم ، نه حق داريم بگوييم « نمىدانيم ، چه مىدانيم ، شايد هست ، شايد نيست » و نه حق داريم سكوت كنيم ، بلكه وظيفه داريم بگوييم دروغ است . هر وقت شرعاً ثابت شد ، آنوقت وظيفهء ما مبارزه كردن است . البته در هر موردى وظيفهاى داريم . در بعضى از مسائل ، ما بايد مبارزه كنيم ، در بعضى از مسائل حاكم شرعى بايد وظيفهاش را انجام بدهد ، مثل مورد زنا .
قرآن مىگويد : اى مسلمين ، هم با اين زبان به زبان كردن ، دهان به دهان كردن ، گناه بزرگى مرتكب شديد ، ولى خدا از اين گناهتان مىگذرد و گذشت ، متوجه باشيد كه بعد از اين ديگر اين كار را نكنيد .
هامش
( 1 )
. نه يقين گترهاى بلكه يقين واقعى .
( 2 ) . اين بيّنهء شرعى است .