ديديد [ با آنها مبارزه كنيد . ] « بدعت » يعنى كسى در دين خدا چيزى را وارد كند كه از دين نيست ؛ از پيش خود چيزى را جعل و وضع كند كه مربوط به دين نيست .
همه وظيفه دارند كه با بدعت مبارزه كنند . مثلًا صلوات فرستادن ، همه وقت خوب است . شما در هر شرايطى صلوات بفرستيد ، يك عمل مستحبى را انجام دادهايد . فرض كنيد يك گوينده حرف مىزند ، در وسط حرف خودش براى اين كه رفع خستگى كرده باشد ، به جمعيت مىگويد : صلواتى بفرستيد . اين امر خوبى است .
اما اگر شما فكر كنيد كه در اسلام يك چنين سنتى هست كه در وسط حرف گوينده صلوات بفرستيد و به عنوان يك امر اسلامى اين كار را بكنيد ، اين « بدعت » است .
بدانيد چنين دستورى در اسلام نرسيده كه در وسط موعظهء يك نفر صلوات بفرستيد .
يك عادتى در ميان ما ايرانيها هست كه اگر از آن پرهيز كنيم خوب است و آن اين است كه وقتى چراغ را روشن مىكنند صلوات مىفرستيم . ممكن است بگوييد صلوات هر وقت خوب است . من هم قبول دارم ، هر وقت خوب است ، اما در ايران اين كار يك پروندهء بدى دارد . در ايران سابقهء آتش پرستى و احترام به آتش وجود دارد ؛ نكند يك وقت آن باطنِ روحيههاى احترام به چراغ و تعظيم آتش دخالت كند . شما مىبينيد اسلام مىگويد اگر مىخواهى نماز بخوانى ، با اينكه وقتى نماز مىخوانى توجهت به خداست اما اگر فردى روبروى توست ، مكروه است چون بويى از آدم پرستى دارد ؛ اگر عكسى روبروى شماست ، مكروه است چون بويى از شكلپرستى دارد ؛ اگر چراغ هم روبروى شماست ، نماز خواندن مكروه است چون بويى از آتشپرستى در آن هست . حال وقتى كه چراغ را روشن مىكنند صلوات نفرستيد ، چون بويى از آتش پرستى مىدهد . غرضم اين است كه اينها را « بدعت » مىگويند .
خيلى چيزهاست كه بدعت است و در ميان مردم - مخصوصاً خانمها - از اين بدعتها هست ، مثل آش ابودَرداء ، آش بىبى سهشنبه ، سفرهء حضرت ابوالفضل . ما چنين چيزهايى در اسلام نداريم . در اسلام ، ما يك چيزى به نام سفرهء حضرت ابوالفضل نداريم . بله ، يك مطلب هست : يك كار خيرى بكنيد ، مثلًا فقرا را اطعام كنيد ، ثواب دارد ، بعد ثوابش را نثار حضرت رسول كنيد ، نثار حضرت امير كنيد ، نثار حضرت زهرا كنيد ، نثار امام حسن ، امام حسين ، هريك از ائمّه ، يا نثار حضرت
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 415
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤١٥