كتابهاست موافق با قرآن است ، پس قرآنْ ما را بس ، و يا مخالف با قرآن است ، چيزى كه مخالف با قرآن باشد به درد ما نمىخورد ، همه را آتش بزن . همه را يك جا آتش زد . بعدها در قرن هشتم و نهم كم كم خود مسلمين هم همين داستان را از اين كتابهاى مجعول نقل كردند ، بدون اين كه فكر كنند اگر چنين قضيهاى مىبود لااقل مورخين قرن اول و دوم و سوم و چهارم مىگفتند .
چندين قرينهء ديگر بر دروغ بودن اين داستان هست كه ديگر از بحث خودم دور مىمانم . يك وقت من سه سخنرانى در موضوع « كتابسوزى اسكندريه » كردم و دروغ بودن آن را ثابت كردم « 1 » . شبلى نعمان هم رسالهاى در اين موضوع نوشته است ، و از نظر محققينِ علما و مورخين شك ندارد كه اين مطلب دروغ است . اما دشمن آگاهانه ، ابزارهاى دست دشمن هم آگاهانه ، ولى دوستانْ ناآگاهانه اينها را نقل مىكنند . كار به جايى رسيده كه در كتاب فلسفه و منطق سال ششم دبيرستانها « 2 » وقتى مىخواهند براى قضيهء منفصله در منطق مثال بزنند مىگويند نظير آن چيزى كه خليفهء مسلمانها راجع به كتابخانهء اسكندريه گفت : « اگر موافق قرآن است ، قرآن ما را بس و اگر مخالف است ، چيزى كه مخالف قرآن است به درد ما نمىخورد ، پس آتش بزنيد . » مخصوصاً در كتابهاى دبيرستانى آوردهاند كه در مغز بچهها فرو برود كه مسلمين كارشان كتاب آتش زدن بوده است .
شبلى نعمان مىگويد : انگليسيها كه آمدند هندوستان را احتلال كردند و بعد مدارسى تأسيس كردند كه روى برنامهء خودشان اداره مىكردند ، در كتابهاى منطق وقتى مىخواستند براى قضيهء منفصلهء حقيقيه « 3 » مثال بزنند مخصوصاً همين مطلب را به عنوان مثال ذكر مىكردند ، براى اين كه در مغز بچههاى مسلمين و بچههاى هندوها فرو كنند كه شما ملتى هستيد كه از قديم كتابها را آتش مىزديد . بعد ما مىبينيم در كتابهاى دبيرستانى ايران هم همين را آوردهاند ؛ و ما بدون اين كه بگوييم اين ، مدرك و دليل دارد يا نه ، زبان به زبان « 4 » ، دهان به دهان بازگو مىكنيم به طورى
هامش
( 1 ) . [ رجوع شود به مقالهء « كتابسوزى ايران و مصر » در كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران . اين مقالهتفصيل يافتهء سخنرانيهاى مذكور است . ]
( 2 ) . [ در زمان حكومت پهلوى . ]
( 3 ) . قضيهء منفصلهء حقيقيه مثل « عدد يا جفت است يا طاق » و « الآن يا روز است يا شب » .
( 4 ) . تعبير « زبان به زبان » از قرآن است .