تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
كه هر جا دروغ بودن آن را مىگوييم يك عده مىگويند : عجب ! اين قضيه دروغ است ؟ ما خيال نمىكرديم دروغ باشد ، خيال مىكرديم صد در صد راست است . پس اين كه قرآن مىگويد اين داستان خير است ( لا تَحْسَبوهُ شَرّاً لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ) يكى از اين جهت است كه براى شما درس است : مسلمين ! قرآنتان را بخوانيد و تفسير كنيد و از اينجا پند بگيريد ؛ ديگر ناآگاهانه بلندگوى شايعاتى كه دشمنان شما براى شما جعل و وضع مىكنند قرار نگيريد . لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْاثْمِ . بعد مىگويد آن بدبختها كه اين داستان را جعل كرده بودند ، هركدامشان به اندازهء خودشان داغ گناه را كسب كردند ، عواقب گناه را متحمل شدند . قرآن مىگويد : ولى يك نفر از اينها بود كه قسمت معْظم اين گناه را او به عهده گرفت « 1 » : وَ الَّذى تَوَلّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظيمٌ آن كه قسمت معْظم اين گناه را به گردن گرفت ، خدا عذابى بزرگ براى او آماده كرده است . غير از اين داغ بدنامى دنيا كه تا دنيا دنياست به نام « رئيس المنافقين » شناخته مىشود ، در آن جهان خداوند عذاب عظيمى به او خواهد چشانيد . حال دربارهء اين مسئله كه چرا مسلمانان نبايد ناآگاهانه بلندگوى شايعات منافقين ( يا در زمان ما شايعاتى كه يهوديها يا بهاييها و امثال اين فرقه‌ها جعل مىكنند ) باشند ، تعبير قرآن اين است : لَوْلا اذْ سَمِعْتُموهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِانْفُسِهِمْ خَيْراً .

دو نكته :

1 . مؤمنان نفس واحدند

نكاتى كه قرآن در آياتش ذكر مىكند عجيب است . قرآن مىتوانست به اين تعبير بگويد : اى مسلمانها ! چرا آن وقت كه [ آن دورغ بزرگ را ] شنيديد ، به برادران و خواهران مؤمنتان گمان بد برديد و گمان خوب نبرديد ؟ اگر چنين مىگفت يك مطلب ساده‌اى گفته بود . ولى قرآن همين مطلب را با بيانى ديگر مىگويد و آن اينكه : چرا به خودتان گمان بد برديد ؟ يعنى توجه داشته باشيد ، شما يك پيكريد ، شما
هامش
( 1 ) . مقصود عبداللَّه بن ابَىّ است كه عبداللَّه بن ابىّ بن سَلول هم مىگويند .