ابوالفضل بكنيد . همين طور اگر نثار يكى از اموات خودتان بكنيد مانعى ندارد . اگر شما سفرهاى در منزلتان تشكيل بدهيد به شرط آنكه آداب و تشريفات زنانهاش را - كه من نمىدانم چيست و اگر كسى خيال كند آن دَنگ و فنگها جزء آداب اسلامى است باز بدعت مىشود - حذف كنيد ، اگر اطعام مسلمانْ بالخصوص اطعام فقرا باشد و ثوابش نثار حضرت ابوالفضل شود مانعى ندارد . اما اگر كارهايى با آداب و تشريفات و تشكيلاتى انجام شود و خيال كنيد اينها از اسلام است ، اين بدعت و حرام است .
افرادى پيدا مىشوند كه در دين بدعت ايجاد مىكنند . يك كسى مىآيد مىگويد من نايب خاص امام زمان هستم ، مثل علىمحمد باب . اين را « اهل بدعت » مىگويند . در حديث است اگر اهل بدعت پيدا شدند ، با اهل بدعت مبارزه كنيد و عالِم بايد مبارزه كند و حق ندارد ساكت باشد ، و در يك حديث تعبير چنين است : وَ باهِتوهُمْ يعنى مبهوتشان كنيد ، بيچارهشان كنيد ؛ يعنى با آنها مباحثه كنيد و دليلهايشان را بشكنيد . فَبُهِتَ الَّذى كَفَرَ « 1 » چنان كه ابراهيم آن كافر زمان خودش را مبهوت كرد ، شما هم مبهوتش كنيد .
سوء استفاده از يك حديث
بعضى آدمهاى كم سواد اين « باهِتوهُمْ » را اين طور معنى كردند : به آنها تهمت بزنيد و دروغ ببنديد . بعد مىگويند : اهل بدعت دشمن خدا هستند و من دروغ عليه او جعل مىكنم . با هر كسى هم كه دشمنى شخصى داشته باشد مىگويد : اين ملعون اهل بدعت است . صغرى و كبرى تشكيل مىدهد ، بعد هم شروع مىكند به دروغ جعل كردن عليه او . شما ببينيد اگر جامعهاى به اين بيمارى مبتلا باشد كه دشمنهاى شخصى خودش را اهل بدعت بداند و حديث « باهِتوهُمْ » را همچنين معنى كند كه دروغ جعل كن ، با دشمنهاى خودش چه مىكند ! آن وقت است كه شما مىبينيد دروغ اندر دروغ جعل مىشود .
يك وقتى يك مرد عالم بزرگى ( عالم هم گاهى اشتباه مىكند ) به من رسيد و
هامش
( 1 ) . بقره / 258 .