تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
حسابشان حساب رعب و ترس است ، مثل نادر ، و افراد بيشتر از جنبهء ترس تحت نفوذشان هستند . پيغمبر اكرم ابا و امتناع داشت كه مردم مرعوبش باشند و اگر احياناً مىديد افراد مرعوب شده‌اند كارى مىكرد كه رعبشان بريزد . نوشته‌اند كه مردى آمد با حضرت صحبت كند . با خودش فكر كرد پيغمبر است و چنين قدرتى ! زبانش به لكنت افتاد ، خودش را باخت . پيغمبر اكرم فوراً آن مرد را در آغوش گرفت و گفت : از چه مىترسى ؟ لَسْتُ بِمَلِكٍ من كه پادشاه نيستم كه از من مىترسى ، من پسر آن زنى هستم كه با دست خودش بز را مىدوشيد ، هرچه دلت مىخواهد بگو . اين نرمشى بود كه پيغمبر اكرم داشت . لِنْتَ لَهُمْ ليّن و نرم هستى . وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضّوا مِنْ حَوْلِكَ . باز آن خصيصهء رهبرى را ذكر مىكند . اگر آدم تندخوى سنگدلى مىبودى مردم از دور تو پراكنده مىشدند . فَاعْفُ عَنْهُمْ بنابراين اينها بدى مىكنند ، تو گذشت داشته باش . وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ نسبت به خداى تبارك و تعالى معصيت مىكنند ، تو براى آنها طلب مغفرت كن . وَ شاوِرْهُمْ فِى الْامْرِ در كار و ادارهء امور با مردم مشورت كن ، از آنها نظر بخواه . فَاذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ اما اينها قبل از آن است كه در كارى تصميم بگيرى ، وقتى كه تصميم گرفتى ديگر همه از حساب بيرونند ، توكل و اعتماد و اتكايت به خدا باشد و بس . پيغمبر اگر در كارى تصميم مىگرفتند ، ديگر حرفى را گوش نمىكردند و جاى گوش كردن هم نبود . در جنگ احد پيغمبر اكرم اصحاب را جمع كرد و فرمود : به ما خبر رسيده كه قريش مىآيند براى اينكه مدينه را محاصره كنند ، به نظر شما چه بكنيم بهتر است ؟ ما در داخل مدينه بمانيم ، در حصار با آنها بجنگيم ، يا لشكر بيرون بزنيم در صحرا با آنها روبرو شويم ؟ بيشترِ پيرمردها و تجربه‌دارها كه مجموعاً به اوضاع و احوال آگاه بودند نظرشان اين بود كه اگر ما در مدينه بمانيم موفقتر هستيم ، اينها مىآيند نمىتوانند فتح كنند ، مدتى مىمانند ، بعد اوضاع برايشان سخت خواهد شد ، خودشان برمىگردند . پيغمبر اكرم هم همين نظر را اصلح مىدانستند . جوانها كه به آنها برمىخورد ، گفتند : ما اينجا در مدينه محصور باشيم آنها بيايند ما را در محاصره قرار دهند ؟ ! خير ، بيرون مىرويم . اكثريت هم با اينها بود . رسول اكرم فرمود : بسيار خوب ، حالا كه اين جور است پس بيرون مىرويم . يك وقت ديدند پيغمبر اكرم مسلح و سلاح‌پوشيده بيرون آمد ، علامت اينكه لشكر حركت كند . تازه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 374 | مرتضى مطهرى