تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
مىرساند و ما اينك در مقام اثبات خود انبيا هستيم . « دلالت طبيعى » يعنى دلالت تجربى مثل دلالت سرفه بر درد سينه و يا حركت سريع نبض بر تب . اينها علائم طبيعى و تجربى است يعنى علائمى است كه در اثر تجربه به دست آمده است . دلالت معجزه ، از اين نوع نيز مسلّماً نيست چون جزء مسائل تجربى بشر نيست . « دلالت عقلى » يعنى دلالتهاى استدلالى ، مثل دلالت معلول بر علت . وقتى عقل حدوث چيزى را مىبيند ، با توجه به اينكه پيدايش چيزى را بدون علت محال مىداند ، بلافاصله پى به علت آن مىبرد و اين موضوع هيچ احتياج به قرارداد و يا تجربه ندارد . دلالت معجزه از اين گونه دلالتهاست و براى توضيح آن بايد بگوييم : نحوهء دلالت معجزه دو گونه ممكن است بيان شود . متكلمين معمولًا گفته‌اند كه معجزه يك نوع دلالت عقلى به نحو عملى است . مثل مواردى كه عقل انسان از عمل شخصى پى به رضايت او مىبرد و يا از سكوت او كشف رضا مىنمايد . تقرير معصوم كه در فقه حجت شمرده شده نيز از اين قبيل است ؛ مىگويند همانطور كه اگر معصوم صريحاً ترتيب وضو گرفتن را به كسى مىگفت و يا خودش وضو مىگرفت براى ما حجت بود ، همين طور اگر در پيش روى او كسى به نحوى وضو بگيرد و معصوم ايرادى بر او نگيرد ، به دلالت عقلى معلوم مىشود كه نحوهء وضو گرفتن همان است ، به اين استدلال كه اگر صحيح نبود حتماً معصوم اعتراض مىكرد و چون اعتراض نكرد پس حتماً در نظر او صحيح بوده است . و اگر كسى سؤال كند كه چرا اگر صحيح نبود معصوم ايراد مىگرفت ، خواهيم گفت اين كار اغراء به جهل است يعنى مردم را وادار به جهالت كردن است و اين عمل زشت و ناپسند است و معصوم چنين عملى را مرتكب نمىگردد . اين عده مىگويند دلالت معجزه بر صدق نبوت از اين قبيل است ، به اين بيان كه وقتى شخصى مىآيد و مىگويد : مردم ! من از طرف خدا هستم ، با توجه به اينكه خداوند بر همهء افعال بشر آگاه است ، ادعاى اين شخص در حضور خداوند انجام شده است . هنگامى كه براى اثبات مدعاى خود كار خارق‌العاده‌اى انجام داد ، حال يا به خودش نسبت داد و يا به خداوند ، حتماً دليل صدق او خواهد بود چون اگر