اگر كسى از ناحيهء پروردگار به اين رازها آشنا شد مىتواند هرگونه تصرفى در كار عالم بكند بدون آنكه امرى بر خلاف نظام علت و معلول انجام داده باشد .
اين است معناى آنچه كه در روايت آمده است كه بندهء خدا آنقدر به پروردگارش نزديك مىشود كه خدا چشم او مىشود كه با آن مىبيند و گوش او كه با آن مىشنود و دست او كه با آن كار مىكند .
3 . آيا معجزه وقوع دارد ؟
پاسخ اين سؤال بسيار سهل و ساده است زيرا وقتى معلوم شد كه معجزه خرق قانون عليت نيست ، كارهاى خلاف جريان طبيعى و عادى بسيار در جهان اتفاق افتاده و مىافتد .
از بوعلى نقل مىكنند كه گفته است : اگر شنيدى فردى عارف يك ماه چيزى نخورده و نمرده است تعجب نكن ، چون اين عمل بر خلاف قانون طبيعت است نه بر خلاف قانون كلى هستى .
زيرا اينكه افراد معمولى اگر مثلًا چهل و هشت ساعت غذا نخورند مىميرند ، به خاطر آن است كه بدن آنها از نظر جريان معمولى تحليل غذا نيازمند است كه در ظرف اين مدت غذا به آن برسد . ولى يك انسان مىتواند با تقويت اراده ، بدن خويش را به گونهاى مسخر كند كه حتى حركت قلبش در اختيار او باشد ، جريان تنفس با اراده و اختيار او انجام گيرد ، تحليل غذا و فعاليتهاى معده و هاضمهاش زير نظر او انجام گيرد .
نمونهء اين افراد در ميان مرتاضها بسيار ديده شده است ، مرتاضهايى كه مىتوانستند براى مدتهاى طولانى تنفس خود را كنترل كنند و نفس نكشند در حالى كه افراد معمولى دو دقيقه هم شايد نتوانند .
اين ، نتيجهء تقويت روح است ، يعنى روح به گونهاى تقويت شده كه بر بدن حاكم گرديده است .
نقل مىكنند سالى كه سران شوروى به هندوستان رفته بودند مشاهدهء اين موضوع آنان را به حيرت انداخته بود و آنچنان براى آنان شگفتانگيز بود كه وقتى برگشتند گفتند بايستى اين گونه اعمال در دانشكدهها مورد مطالعه قرار گيرد ؛ گويا اين هم خودش يك علمى است .