آنان ديده بودند كه مردى كه در تابوتى دربسته قرار گرفته و در قبرى مدفون گشته بود بدون آنكه منفذى براى تنفس او قرار دهند ، پس از مدتى كه او را بيرون آوردند شروع به تنفس كرد ، و پيدا بود كه پس از قرار گرفتن در زير خاك به اختيار خويش تنفس خود را متوقف ساخته و اينك آغاز نموده است .
در هرحال وقوع اين گونه اعمال نمونههاى زياد دارد و تقويت اراده به وسيلهء تمرين ، اگرچه تمرينهاى غيرشرعى باشد ، توجيه كنندهء تمام اعمال مزبور است .
بنابراين وقوع معجزه - كه گفتيم كارى است كه تنها بر خلاف نواميس طبيعت انجام مىگيرد - با توجه به اينكه پيامبران با عنايت پروردگار نمونهء كامل انسانها بوده و قويترين روحها و محكمترين ارادهها در آنان يافت مىشود ، بسيار سهل و آسان توجيه خواهد شد .
4 . معجزه چگونه دلالت بر صدق ادعاى آورندهء آن دارد ؟
منطقيين مىگويند ما سه گونه دلالت داريم : 1 . دلالت قراردادى 2 . دلالت طبيعى 3 .
دلالت عقلى .
« دلالت قراردادى » يعنى آنكه چيزى را نشانهء چيزى قرار بدهند به طورى كه اگر قرارداد خلافش مىبود بر خلاف دلالت مىكرد . مثل دلالت الفاظ بر معانى .
« نان » به حسب قرارداد اسم اين موجود خوردنى است و « آب » اسم آن آشاميدنى .
در حالى كه اگر به عكس قرار داده بودند يعنى آب را به جاى نان و نان را به جاى آب وضع نموده بودند همانطور دلالت مىكرد و هيچ اشكالى به وجود نمىآمد .
يعنى بين لفظ « آب » و آن مايع و بين نان و آن مادهء خوردنى هيچ گونه رابطهء ذاتى نيست .
و نيز مثل دلالت علائم راهنمايى . مثلًا دلالت چراغ سبز بر عبور آزاد يك دلالت قراردادى است و اگر آن را علامت « ايست » نهاده بودند همانطور دلالت مىكرد .
آيا دلالت معجزه بر صدق نبوت بدينگونه است ؟ يعنى خدا با مردم قبلًا قراردادى بسته است كه هر وقت اين اعمال را از كسى ديدند بدانند او از طرف من آمده است و هرچه مىگويد راست است ؟ !
مسلّم اين طور نيست ، زيرا خداوند هرچه بخواهد به مردم برساند از طريق انبيا