در دعوت اسلامى تكيه روى غرور انسانى است نه روى غرور ملى و نژادى و يا منافع مادى .
و به عبارت ديگر ، انسان كه طالب عدالت است مخاطب قرار مىگيرد ، نه به دليل اينكه منافع او در عدالت است بلكه به دليل اينكه عدالت يك ارزش انسانى است .
به نصّ قرآن مجيد يكى از هدفهاى اساسى اسلام برقرارى عدالت است و شكى نيست هنگامى كه عدالت برقرار گردد تجاوزكاران و ستمگران زيان مىبينند و مظلومان سود برده و به نفع آنان تمام مىشود . اما خيلى فرق است ميان آنكه بگوييم اسلام هدفش آن است كه بر مستضعفين منت گذارده و به آنها رهايى بدهد ، و بين آنكه بگوييم اصلًا مخاطب قرآن تنها مستضعفيناند . خير ، اسلام مستضعفين را نجات مىدهد ولى مخاطبش همهء انسانها هستند ؛ يعنى حتى امثال فرعون نيز مخاطب دعوت قرآنند ، چون قرآن در نهاد هر انسانى ، ولو فرعون باشد ، يك انسان واقعى سراغ دارد و مىگويد اين فرعونى كه هم اكنون بر شما حكومت مىكند و موجودى است جبار ، ظالم و از انسانيت خارج شده ، در عين حال داراى يك فطرت خدادادى است به دليل آنكه يك انسان است ؛ و لذا پيغمبران خدا وقتى به مبارزه با فرعون مىآيند ، اول سعى مىكنند كه آن انسان درونىاش را عليه او برانگيزند ، چنانكه قرآن مىگويد :
اذْهَبْ الى فِرْعَوْنَ انَّهُ طَغى . فَقُلْ هَلْ لَكَ الى انْ تَزَكّى . وَ اهْدِيَكَ الى رَبِّكَ فَتَخْشى . . . « 1 »
يعنى اى موسى ! برو ببين مىتوانى آن انسان درونى را كه آنجا اسير و زندانى است نجات دهى و بلكه او را برانگيزى ؟ و اگر نتوانستى اين كار را بكنى از بيرون بر او حمله كن ؛ يعنى نخست از درون و سپس از برون بر او حمله آور .
هامش
( 1 ) . نازعات / 17 - 19 .