تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
نجات و رهايى بخشيدن و سعادت ملت خودشان است و روى اين حساب مخاطب آنها هم ملتِ آنهاست و ملتهاى ديگر مورد خطاب آنها نيست . مثلًا در انگلستان حزب كارگر و يا محافظه‌كار تشكيل مىشود و مخاطب آنها نيز ملت انگلستان است . ممكن است مكتبى رنگ نژاد و خون داشته باشد يعنى هدفش نجات يك تيره و نژاد است ؛ قهراً مخاطبش هم همان نژاد است ؛ نظير نهضتهايى كه سياهان عليه سفيدپوستان انجام مىدهند كه مخاطبشان تنها سياهانند . گاهى مكتبى به وجود مىآيد و هدفش سير كردن شكم گرسنه‌هاست و پيشنهادش اين است كه گرسنه‌ها با يكديگر متحد شوند و قدرتى به وجود آورند تا بتوانند نان خودشان را از چنگال متجاوزين به حقوق آنها بگيرند ، و طبعاً مخاطبين اين مكتب همان گرسنه‌ها هستند . مثلًا ماركسيسم كه ادعا مىكند براى سعادت و نجات طبقهء كارگر ( پرولتاريا ) به وجود آمده است مخاطبش همان كارگرانند و از طبقهء سرمايه‌دار عضو نمىپذيرد . حال ببينيم كه مخاطب دعوت اسلام كيست و از چه كسانى عضو مىپذيرد ؟ آيا اسلام به دليل آنكه در ميان اعراب ظهور كرده مخاطبش همان مردم عرب است ؟ و يا چون در مكه ظهور نموده همان قوم خودش يعنى اهل مكه را دعوت كرده است ؟ ما وقتى به خطابهاى قرآن مراجعه مىكنيم اين حقيقت را درمىيابيم كه در هيچ مورد از قرآن مجيد خطابهايى نظير « يا ايها العرب » و يا « يا ايها القريش » و يا « يا ايها المكّيون » و يا « يا ايها المدنيون » و يا « يا ايها الشاميون » يافت نمىشود بلكه قرآن دو گونه خطاب دارد : يك خطاب در هنگام دعوت به لسان يا ايها الناس است ، يعنى اى همهء انسانها ، و خطاب ديگر به پذيرفتگان است ، آنجا كه مىخواهد دستوراتى به آنها بدهد مىگويد : يا ا يُّهَا الَّذينَ امَنوا اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! حال در اينجا يك سؤال مطرح است و آن اينكه آيا اصولًا همهء بشريت را مخاطب قرار دادن صحيح است ؟ و آيا عملى است يا نه ؟ عده‌اى مىگويند : از آنجا كه انسانِ نوعى به اصطلاح فلسفى ، يك موجود انتزاعى است ، نمىتواند مخاطب يك مكتب قرار گيرد . و نيز مىگويند از آنجا كه انسان از آن جهت كه انسان است داراى هيچ نوع وجدانى نيست ، اگر مكتبى مخاطب خود را انسان قرار دهد آن مكتب نمىتواند