مفصلًا بحث كردهايم « 1 » ولى آنچه كه مربوط به آيهء مورد نظر است و بايستى متذكر شويم اين است كه در اين آيه تقوا نتيجهء توحيد شمرده شده است ؛ بايد ببينيم چگونه اينچنين است ؟
تقوا از مادهء « وَقْى » به معناى نگهدارى است و مستلزم طهارت و پاكى است و البته در جاى خود گفتهايم كه چنانكه از قرآن و روايات اهل بيت استفاده مىشود تقوا همانند ايمان داراى درجات و مراتب است .
هر عقيدهء پاكى فضاى پاك مىخواهد ؛ يعنى همچنان كه بذر گندمى كه در زمينى مىپاشيم اگر بخواهد رشد كند بايستى زمين از آفات و آلودگيها پاك باشد ، براى رشد فكرها و انديشههاى صحيح ، روح و روان پاك و سالم لازم است و اگر احياناً انديشهاى پاك در روحى ناپاك وارد گردد ميان آن دو جنگ درمىگيرد و سرانجام يا روح بايد تسليم گردد و پاك شود و يا روح غلبه كرده و آن فكر بايد رخت بربندد .
در اول سورهء بقره قرآن مجيد فرمود : اين كتاب ، هدايت براى كسانى است كه با تقوا هستند . مراد از آن تقوا همان تقواى اوليهء فطرى است كه همگان با آن متولد مىشوند و كسانى كه آن درجه از تقوا را حفظ كرده باشند هدايت قرآن آنان را شامل مىگردد ولى آنان كه آلوده گشتهاند ديگر كلام حق را نخواهند پذيرفت .
قرآن مجيد در آيهء مورد بحث مىفرمايد اگر انسان خدا را بپرستد روحش نيرومند شده و بر پاكى روان افزوده مىگردد و عقايد پاك را بهتر مىپذيرد و اعمال پاك از وى سر مىزند .
ا لَّذى جَعَلَ لَكُمُ الْارْضَ فِراشاً . . . چگونه انسان اين خدا را نپرستد و حال آنكه مظاهر ربوبيت پروردگار را در عالم مىبيند . اين زمينى كه هم اكنون به صورت يك بسترى براى استراحت شما درآمده است آيا معلول تصادف است يا معلول ربوبيت ؟
و اين نظام آسمان كه در بالاى سر شما به شكل سقفى جلوهگر است و قنديلهايى از آن آويزان گشته است و به صورت ستارگان چشمك مىزنند چگونه به وجود آمده است ؟ شما ابرى را مىبينيد كه در آسمان پديد آمده و سپس به صورت باران به زمين مىبارد و موجب روييدن گياهان با رنگهاى گوناگون مىشود و ميوههاى الوان
هامش
( 1 ) . [ به گفتار 1 و 2 از مجموعهء ده گفتار مراجعه نماييد . ]