معنى « ناس »
يك مطلب راجع به كلمهء « ناس » است كه در اينجا مىفرمايد : وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَقولُ امَنّا . . . بعضى از مردم چنين مىگويند . با اين كلمه ما در قرآن زياد برخورد مىكنيم .
معناى آن چيست ؟
« ناس » در قرآن يعنى مردم . انسانها را مىتوان به دستههاى گوناگون تقسيمبندى كرد : غنى ، فقير ، عالم ، جاهل ، سفيد ، سياه ، ظالم ، مظلوم و . . .
اگر ما انسانها را ببينيم و اين مايههاى اختلاف و تبعيض را كنار بگذاريم يعنى به رنگها و شكلها و طبقههاى گوناگون آنها نظر نكنيم و انسانها را در لباس انسان ملاحظه كنيم ، در اين اعتبار مىگوييم : « ناس » ( مردم ) كه شامل همهء افراد بشر است .
انسان منهاى رنگش و شكلش و طبقهاش و دينش و طرز تفكرش ، و به اصطلاح فلاسفه : انسان لابشرط .
مفسرين از قديم براى كلمهء « ناس » يك چنين معنايى كردهاند و درست هم هست ؛ ولى عدهاى دچار اشتباه شده و گفتهاند ناس يعنى مردمِ فاقد همه چيز ، يعنى توده ، طبقهء محروم ، طبقهء بيچاره ؛ كه در اين صورت شامل يك طبقهء مخصوص است و شامل همهء مردم نمىشود !
اين طور نيست ؛ بلكه مراد از « ناس » در قرآن مجيد چنانكه گفتيم « مردم » است ولى منهاى وضع خاصشان از دينشان ، فقرشان ، بىنيازىشان ، رنگشان ، علمشان ، جهلشان ؛ و آنجا كه قرآن مىفرمايد : يا ايُّهَا النّاسُ اعْبُدوا رَبَّكُمْ « 1 » نه اين است كه مخاطب قرآن تنها تودهء مردم باشند بلكه مخاطب همهء انسانها هستند ؛ و نيز در آيهء « لِلَّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ الَيْهِ سَبيلًا » « 2 » خداوند بر عهدهء همهء مردم حج قرار داده است نه بر برخى از مردم ؛ البته بعداً با جملهء « مَنِ اسْتَطاعَ الَيْهِ سَبيلًا » مشروط كرده به آنكه استطاعت داشته باشند .
و لذا در بعضى از موارد ، كلمهء « ناس » به كفار گفته شده ، چنانكه در آيهء 173 از سورهء آل عمران مىفرمايد : انَّ النّاسَ قَدْ جَمَعوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ كه مربوط به يك داستانى است كه كفار مىخواستند به مدينه حمله كنند ؛ قبلًا شايع كرده بودند كه
هامش
( 1 ) . بقره / 21 .
( 2 ) . آلعمران / 97 .