آدمهاى ساده خودشان هم معمولًا مىفهمند كه ساده هستند ولى افراد نيم زرنگ كه در بعضى موارد زرنگ هستند خيال مىكنند خيلى زرنگند و همواره كارهاى خود را خردمندانه مىدانند . اينگونه افراد احمقترين مردم و گرفتارترين آنها هستند .
غزالى جملهاى دارد كه مىگويد : همه چيز وجود ناقصش از عدم محض بهتر است جز علم و دانش . يعنى مثلًا سلامتى و يا مال و ثروت اگر انسان هر مقدارى داشته باشد از آنكه هيچ نداشته باشد بهتر است ولى علم و دانش اينگونه نيست .
انسان كم سواد از بىسواد بدتر است چون خيال مىكند خيلى باسواد است و هيچ گاه دنبال تكميل آن نمىرود .
اين بيت گويا از سنايى است كه مىگويد :
رنجش هركسى ز يك چيز است * رنجش من ز نيمديوانه است
اين شاعر مىگويد : عقل هم نظير علم است . يا انسان بايد ديوانهء كامل باشد و يا عاقل كامل . نيمه عاقل و نيمه ديوانه از ديوانهء كامل ضررش بيشتر است .
افراد نيرنگباز و خدعهكار در جامعه ، معمولًا همين انسانهاى « نيمه » هستند ، يعنى آنها كه نيمه زرنگى دارند و تمام زرنگى ندارند ؛ زيرا زرنگهاى كامل اگر به هيچ چيز اعتقاد نداشته باشند اين مقدار مىفهمند كه سعادت و موفقيت در صداقت و راستى است . ولى افراد نيمه زرنگ - كه من در عمر خودم با بسيارى از آنان برخورد داشتهام - موفقيت خود را در اين مىدانند كه با هيچ كس به صداقت رفتار نكنند .
اينها در عمر خود حتى يك دوست پيدا نمىكنند و هيچ كس به حرفهاى آنان اعتماد نمىكند ، زيرا با هركس كه حرف مىزنند همه مىدانند كه از روى زرنگى سخن مىگويند .
قرآن اين منافقها را جاهل مركّب مىداند ، و مىگويد اينها نمىدانند و خيال مىكنند كه مىدانند ، شعور ندارند و مىپندارند كه باشعورند .
وَ اذا لَقُوا الَّذينَ امَنوا قالوا امَنّا وَ اذا خَلَوْا الى شَياطينِهِمْ قالوا انّا مَعَكُمْ انّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ . دو چهرگى آنان را قرآن اينگونه بيان مىكند كه آنها وقتى به اهل ايمان برخورد مىكنند مىگويند ما مؤمن هستيم ولى وقتى كه با شياطين خودشان كه همان همفكرانشان هستند خلوت مىكنند مىگويند ما با شما هستيم ، ما آنها را مسخره كردهايم و گرنه در عقيده و فكر مانند شما هستيم .