و فجور و آلودگيها يك نوع ناآمادگى در انسان ايجاد مىكند .
اينها بيمارانى هستند كه علىالدوام خداوند بر بيماريهاى آنها مىافزايد ؛ زيرا همان قانونى كه در جسم انسان هست در روح انسان نيز وجود دارد . اگر كسى بيمارى تن داشته باشد و به طبيب مراجعه كند ولى با طبيب لج نموده و سفارشات او را زير پا نهد و با او منافقانه رفتار نمايد ، اثرش قهراً ازدياد بيمارى است .
خداوند ، اين عالم را مستعد پرورش هر نوع كِشتى قرار داده است ، بستگى دارد به اينكه انسان چه نوع بذرى بپاشد ؛ گندم از گندم برويد جو ز جو ؛ حنظل نتيجهاش حنظل و خرما خرماست و چنانكه قرآن مىفرمايد : كُلًاّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هؤُلاءِ « 1 » .
خداوند كارش امداد كردن است و بناى عالم بر آن است كه هركسى در مسير خودش تكامل يابد ، چه آنهايى كه نيكوكارند و چه آنان كه بدكردارند ( البته با يك تفاوت كه در جاى خود بحث خواهيم كرد ) « 2 » .
وَ اذا قيلَ لَهُمْ لاتُفْسِدوا فِى الْارْضِ قالوا انَّما نَحْنُ مُصْلِحونَ . قبلًا قرآن مجيد دربارهء منافقين گفت كه آنها خودشان را فريب داده و خويشتن را گول مىزنند . از اين آيه مسئلهء خودفريبى منافقين به خوبى آشكار مىگردد .
مىگويند آدمهاى دروغگو از بس به ديگران دروغ مىگويند كمكم خودشان دروغهاى خودشان به صورت راست و حقيقت برايشان جلوه مىكند و گويا يادشان مىرود كه اين دروغ و شايعه را خودشان ساختهاند .
مىگويند ابلهى كه بچهها آزارش مىدادند ، براى اينكه آنها را از دور خودش دور كند گفت : آن سر شهر آش خير مىكنند . بچهها باور كردند و از دور او پراكنده شدند و همگى به آن طرف دويدند ؛ همينكه او ديد همه دارند مىروند ، خودش هم به راه افتاد و با خود گفت شايد راست باشد !
قرآن مىگويد اين گروه ستون پنجم كه كارشان در ظاهر تظاهر به دوستى با مسلمانان و در باطن تباهكارى و افساد و اخلال در جمعيت مسلمين و هدفهاى مقدس اسلامى بود ، هنگامى كه بعضى از دوستانشان به آنان مىگفتند اينقدر فساد نكنيد ، در جواب مىگفتند : انَّما نَحْنُ مُصْلِحونَ خير ، ما مصلح هستيم ! ما مفسد نيستيم .
هامش
( 1 )
. اسراء / 20 .
( 2 ) . در ذيل كلمهء « رب » در اين زمينه مفصلتر بحث شده است .