تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
اين است معناى موضع‌گيرى در مقابل حق . براى اين‌گونه افراد ، هشدار دادن هيچ گونه ارزشى ندارد و به اصطلاح فقها اينها مقصرند نه قاصر . خلاصه اينكه اين طور نيست كه هركس كه مسلمان نباشد پس كافر است ، بلكه - چنان‌كه گفتيم - در اصطلاح قرآن كفر يعنى انكار ، پوشانيدن ، و « كافر » به كسانى اطلاق مىشود كه در مقابل فرستادگان حق و آورندگان دين خدا جبهه گرفته‌اند و عكس‌العمل مخالف نشان داده‌اند و موضع منفى دارند . البته ممكن است سؤال شود كه كسانى كه اصولًا اسلام و يا دين ديگرى بر آنها عرضه نشده است و طبعاً نه مخالفتى نشان داده‌اند و نه موافقتى ، پس آنها چه نام دارند ؟ جواب اين است كه بدون شك آنان مؤمن نيستند و احكام خاص مؤمن بر آنها مترتب نيست ولى در عين حال آياتى از قبيل آيهء مورد بحث نيز شامل آنها نمىشود ، بلكه اين دعوت انبياست كه سه گروه مؤمن ، كافر و منافق را به وجود مىآورد .

كفر مقدس

ضمناً اين نكته را نيز متذكر مىشويم كه از آنجا كه ريشهء اصلى لغت « كفر » همان پوشاندن و مخالفت كردن و جبهه گرفتن است ، گاهى در قرآن چهرهء مقدس به خود مىگيرد يعنى در مورد جبهه‌گيرى در مقابل باطل به كار مىرود ، كه از همه روشنتر در آيةالكرسى است : لا اكْراهَ فِى الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطّاغوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى . . . « 1 » اجبارى در دين نيست . رشد و هدايت از گمراهى آشكار شده است . هركس كه كافر به طاغوت گردد و به خدا ايمان آورد آن كس به دستگيرهء محكم متمسك گرديده است . . .
هامش
( 1 ) . بقره / 256 .