اين است معناى موضعگيرى در مقابل حق . براى اينگونه افراد ، هشدار دادن هيچ گونه ارزشى ندارد و به اصطلاح فقها اينها مقصرند نه قاصر .
خلاصه اينكه اين طور نيست كه هركس كه مسلمان نباشد پس كافر است ، بلكه - چنانكه گفتيم - در اصطلاح قرآن كفر يعنى انكار ، پوشانيدن ، و « كافر » به كسانى اطلاق مىشود كه در مقابل فرستادگان حق و آورندگان دين خدا جبهه گرفتهاند و عكسالعمل مخالف نشان دادهاند و موضع منفى دارند .
البته ممكن است سؤال شود كه كسانى كه اصولًا اسلام و يا دين ديگرى بر آنها عرضه نشده است و طبعاً نه مخالفتى نشان دادهاند و نه موافقتى ، پس آنها چه نام دارند ؟
جواب اين است كه بدون شك آنان مؤمن نيستند و احكام خاص مؤمن بر آنها مترتب نيست ولى در عين حال آياتى از قبيل آيهء مورد بحث نيز شامل آنها نمىشود ، بلكه اين دعوت انبياست كه سه گروه مؤمن ، كافر و منافق را به وجود مىآورد .
كفر مقدس
ضمناً اين نكته را نيز متذكر مىشويم كه از آنجا كه ريشهء اصلى لغت « كفر » همان پوشاندن و مخالفت كردن و جبهه گرفتن است ، گاهى در قرآن چهرهء مقدس به خود مىگيرد يعنى در مورد جبههگيرى در مقابل باطل به كار مىرود ، كه از همه روشنتر در آيةالكرسى است :
لا اكْراهَ فِى الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطّاغوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى . . . « 1 »
اجبارى در دين نيست . رشد و هدايت از گمراهى آشكار شده است .
هركس كه كافر به طاغوت گردد و به خدا ايمان آورد آن كس به دستگيرهء محكم متمسك گرديده است . . .
هامش
( 1 ) . بقره / 256 .