تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
در اصطلاح قرآن - اگر نگوييم در همهء موارد - در اكثر موارد ، كلمهء « كافر » به هر غير مسلمانى گفته نشده است ، بلكه قرآن كسانى را « كافر » مىگويد كه بعد از آنكه پيامبر مبعوث شده و از آنها دعوت كرده و حقيقت براى آنان روشن گشته است ، آنها در مقابل پيامبر ايستاده و انكار نموده‌اند ؛ يعنى قبل از دعوت پيامبر هنوز مردم نه مؤمند ، نه كافر و نه منافق ، بلكه « الناس » هستند و بعد از آمدن او و دعوت نمودن او مردم به سه گروه تقسيم مىشوند : گروهى مؤمن مىگردند ، گروهى انكار مىكنند و گروه ديگرى به ظاهر تسليم مىشوند و در باطن مخالفند . در اين آيهء شريفه ، مقصود از كفّار نه آنانى است كه قبل از دعوت و روشن شدن حقيقت براى آنها اسلام نياورده‌اند بلكه آنهايى كه تو دعوت كردى و پس از آگاهى و شناخت حقيقت ، با درك عقلى و خرد خودشان مبارزه نموده و تو را انكار كردند : وَ جَحَدوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها انْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوّاً « 1 » . اصولًا اگر انسان روحاً تسليم حقيقت باشد ، وقتى حقيقت بر او عرضه گردد تسليم مىشود . آنچه كه انسان را به هلاكت مىكشاند موضع‌گيرى در مقابل حقيقت است ؛ چنان‌كه گروه زيادى اينچنين‌اند كه پيشاپيش در مقابل حقيقت موضع‌گيرى مىكنند . قرآن تابلو اين گونه موضع‌گيريها را در يك آيهء شريفهء زيبا مجسم فرموده است آنجا كه مىفرمايد : وَ اذْ قالُوا اللَّهُمَّ انْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَامْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ « 2 » . آنگاه كه گفتند : خدايا اگر اين قرآن حق است از جانب تو ، پس سنگى از آسمان بفرست و ما را از بين ببر كه طاقت تحملش را نداريم . يعنى به جاى اينكه بگويند خدايا اگر حق است و از جانب توست توفيق پذيرش آن را به ما عطا كن ، مىگويند اگر حق است ما را نابود كن !
هامش
( 1 ) . نمل / 14 . ( 2 ) . انفال / 32 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 131 | مرتضى مطهرى