باد آن را دائماً دگرگون مىكند .
مثنوى اين حديث را به نظم درآورده است :
گفت پيغمبر كه دل همچون پرى است * در بيابانى اسير صرصرى است
باد پر را هر طرف راند گزاف * گر چپ و گر راست با صد اختلاف
انسان در دو لحظه به يك حالت نيست و بيش از هرچيز تحت تأثير اعمال خويش است ، يك عمل نورانى به او نور مىبخشد و عمل كثيف ظلمانى نور را از انسان مىگيرد و او را تاريك مىكند . كار نيك به دل انسان نرمش مىدهد و او را آماده براى پذيرش اندرزها و حق و حقيقت مىنمايد ، و برعكس اعمال خلاف فطرت انسانى ، كافرماجرايىها قساوت دل مىآورد و گاهى دل انسان آنچنان سياه مىشود كه قرآن تعبير مىكند : كارش تمام شده و بر دل آنها مهر خورده است ؛ به چشم خودش مىبيند ولى گويى نديده است ؛ مثل اينكه پرده جلو چشمش را گرفته است : وَ عَلى ابْصارِهِمْ غِشاوَةٌ .
اينها آثار كفر است نه علل كفر ، و با اين بيان مسائل همگى حل مىگردد .