« انذار » . اين كلمه را معمولًا به « بيم دادن » ترجمه مىكنند ولى كاملًا رسا نيست ، زيرا بيم دادن ترجمهء « تخويف » است . مثلًا اگر كسى در محلى عبور مىكند ، شخصى ناگهان در جلو پايش ترقهاى را به زمين بزند ، او مىترسد ؛ اين را « تخويف » مىگويند ولى انذار نيست . انذار اعلام خطر است يعنى اگر آيندهء خطرناكى در پيش روى كسى قرار داشته باشد و شما از حالا به او خبر بدهيد و او را بترسانيد ، اين نوع خاص از ترساندن را « انذار » مىگويند . به نظر مىرسد كه واژهء « هشدار » كه امروز در فارسى معمول شده است با اين مفهوم نزديكتر است . پيامبران هشداردهنده هستند .
حال ببينيم اينكه قرآن مىفرمايد : « آنان كه كافر شدهاند چه هشدار بدهى و چه هشدار ندهى سودى ندارد » يعنى چه ؟ آيا مردم بايد مؤمن باشند تا مورد دعوت پيامبران قرار گيرند ؟ اگر چنين است كه به اصطلاح ما تحصيل حاصل است ! پيامبر آمده است تا كافران را تبديل به مؤمن كند نه مؤمنان را مؤمن سازد !
اين مطلب دستاويز عدهاى قرار گرفته ، مىگويند : اصولًا قرآن در توجيه جامعه و تاريخ ، جامعه را به شكل مادى توجيه مىكند . مردم دو گروهند : يك گروه استثمارشده و گروه ديگر استثمارگر . استثمارشدهها هستند كه آمادگى قبول دعوت دارند و اصولًا پيامبر براى آنان مبعوث شده است و مخاطب او هم آنان هستند ، و گروه استثمارگر مورد دعوت رسول اللَّه نيستند .
و حال اينكه اين سخن بسيار نامربوط است ، زيرا خطابهاى قرآن عامّ است و مخاطب رسول اللَّه همهء مردمند :
يا ا يُّهَا النّاسُ انّى رَسولُ اللَّهِ الَيْكُمْ جَميعاً « 1 » .
« ناس » يعنى عموم مردم و اين اشتباه است كه مىگويند ناس يعنى تودهء محروم !
پيامبر كه مبعوث شده است ، دعوتش سياه و سفيد ، استعمارگر و استعمارشده ، غنى و فقير ، همه و همه را شامل مىگردد . پس معناى اين آيه چيست ؟
هامش
( 1 ) . اعراف / 158 .