است و چون موصوف مؤنث است ، صفت به تبع موصوف ، مؤنث استعمال مىگردد .
« آخرت » گاهى در مقابل « دنيا » قرار مىگيرد و گاهى در مقابل « اولى » . كلمهء « دنيا » ممكن است از مادهء « دُنُوّ » به معناى قرب و نزديكى باشد و ممكن است از مادهء « دنى » به معناى پست باشد . اگر از « دنو » باشد يعنى اين زندگى كنونى كه نزديكتر است به ما ، و قهراً معناى آخرت يعنى زندگانى دور تر ما . و اگر از مادهء « دنى » باشد ، يعنى اين زندگى كه نسبت به آن ديگرى در سطح پايينتر است و آخرت يعنى آن كه در سطح بالاتر قرار دارد .
ولى در سورهء وَ الضُّحى « آخرت » در مقابل « الاولى » قرار گرفته است . در آنجا خداوند در مقام تسلّى خاطر رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مىفرمايد : از انقطاع وحى خاطرت آزرده نگردد ، خدايت با تو وداع ننموده ، وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى « 1 » پروردگار تو آرزوهايى كه نسبت به هدايت مردم دارى برآورده خواهد كرد تا خشنود گردى ، وَ لَلْاخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْاولى « 2 » يعنى آخر كار تو از اول كار تو بهتر است ، يعنى هرچه رو به پيش به روى به كمال والاترى خواهى رسيد .
در هر حال اينجا كه مىفرمايد : وَ بِالْاخِرَةِ هُمْ يوقِنونَ يعنى آنها كه به هدايت قرآن مهتدى هستند يقين دارند كه يك زندگى ديگرى وراى اين زندگى وجود دارد كه همان جهان پاداش و كيفر است .
اعتقاد به آخرت ، مساوى با اعتقاد به جاودانگى است ؛ چون فرق دنيا و آخرت يكى همين است كه دنيا پايانپذير است و آخرت پايانناپذير و جاودانه ، چه انسان اهل سعادت باشد و چه اهل شقاوت . البته بعضى از اهل شقاوت يك شقاوت موقت دارند و بعد در سعادت جاودانه بسر مىبرند و بعضى هم شقاوت جاودانه دارند و اين است معناى « خلود » كه مكرر به تعبيرات گوناگونى در قرآن آمده است .
اعتقاد به جاودانگى از امتيازات مكتبهاى الهى است و چنين انديشهاى است كه مىتواند جهان را توجيه كند ، زيرا لازمهء مكتبهاى مادى كه به جاودانگى معتقد نيستند و انسان را همچون حبابى مىدانند كه پس از تركيدن هيچ و فانى مىگردد ، پوچىگرايى و بدبينى به هستى است .
هامش
( 1 )
. ضحى / 5 .
( 2 ) . ضحى / 4 .