تحتالشعاع قرار داد ، لقب « سيدالشهداء » به ايشان انتقال يافت . البته به جناب حمزه هم سيدالشهداء گفته و مىگوييم ولى سيدالشهداى مطلق ، امام حسين است .
يعنى جناب حمزه سيدالشهداى زمان خودش است و امام حسين عليه السلام سيدالشهداى همهء زمانهاست ، آنچنان كه مريم عذرا « سيدة النساء » زمان خودش است و صديقهء كبرى « سيدة النساء » همهء زمانها .
قبل از شهادت امام حسين آن شهيدى كه سمبل گريه بر شهيد بود و گريه بر او مظهر شركت در حماسهء شهيد و هماهنگى با روح شهيد و موافقت با نشاط شهيد به شمار مىرفت جناب حمزه بود ، و بعد از شهادت امام حسين اين مقام به ايشان انتقال يافت .
فلسفهء گريه بر شهيد
اينجا لازم مىدانم كه دربارهء فلسفهء گريه بر شهيد كه به آن اشاره كردم توضيحاتى بدهم .
در عصر ما بسيارى از مردم ، حتى گروهى از جوانان علاقهمند ، نسبت به گريهء بر امام حسين معترضند ؛ خود من مكرر مورد اعتراض واقع شدهام .
بعضى صريحاً در گفتههاى خود اين كار را غلط قلمداد مىكنند ؛ مدعى هستند كه اين كار معلول يك تفكر غلط و يك برداشت غلط از امر شهادت است و بعلاوه آثار اجتماعى بدى دارد ، موجب ضعف و تأخّر و انحطاط ملتهايى است كه به اين كارها عادت كردهاند .
يادم هست در ايام تحصيل و اقامتم در قم ، كتابى از محمد مسعود نويسندهء معروف آن زمان مىخواندم كه در آن كتاب به مناسبتى مسئلهء گريهء مردم شيعه را بر امام حسين مطرح كرده بود و مقايسه كرده بود با روش مسيحيان دربارهء شهادت مسيح ( البته به عقيدهء خودشان ) كه روز شهادت مسيح را جشن مىگيرند ، نه اينكه به عزا بنشينند .
نوشته بود : ببينيد ! يك ملت بر شهادت شهيدش مىگريد زيرا شهادت را شكست و نامطلوب و امرى نبايستنى و موجب تأسف مىپندارد ، و ملتى ديگر براى شهادت شهيدش جشن مىگيرد ، زيرا آن را موفقيت و مطلوب و مايهء سرافرازى و افتخار مىشمارد . ملتى كه هزار سال بر شهادت شهيدش بگريد و متأسف شود و آه