دشمن را مىزند يا از دشمن مىخورد ؛ اگر تنها اين بود ، بايد بگوييم آن وقتى كه از دشمن مىخورد و خونش را مىريزند ، خونش هدر رفته . نه ، هيچ وقت خون شهيد هدر نمىرود ، خون شهيد به زمين نمىريزد . خون شهيد هر قطرهاش تبديل به صدها قطره و هزارها قطره ، بلكه به دريايى از خون مىگردد و در پيكر اجتماع وارد مىشود . لهذا پيغمبر فرمود :
ما مِنْ قَطْرَةٍ احَبُّ الَى اللَّهِ مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ فى سَبيلِ اللَّهِ .
هيچ قطرهاى در مقياس حقيقت و در نزد خدا از قطرهء خونى كه در راه خدا ريخته شود بهتر نيست .
شهادت تزريق خون است به پيكر اجتماع ؛ اين شهدا هستند كه به پيكر اجتماع و در رگهاى اجتماع - خاصه اجتماعاتى كه دچار كمخونى هستند - خون جديد وارد مىكنند .
حماسهء شهيد
شهيد حماسهآفرين است . بزرگترين خاصيت شهيد حماسهآفرينى اوست . در ملتهايى كه روح حماسه ، مخصوصاً حماسهء الهى مىميرد بزرگترين خاصيت شهيد اين است كه آن حماسهء مرده را از نو زنده مىكند . لهذا اسلام هميشه نيازمند به شهيد است ، چون هميشه نيازمند به حماسهآفرينى است ، حماسههاى نو به نو و آفرينشهاى نو به نو .
جاودانگى شهيد
يك كسى عالم است و از راه علم به جامعه خدمت مىكند و در حقيقت از كانال علم از فرديت خود خارج مىشود و به جامعه مىپيوندد ؛ شخصيت فردىاش از مجراى علم با شخصيت اجتماع متحد مىگردد ، آنچنان كه قطره با دريا متحد مىگردد . عالم در حقيقت جزئى از شخصيت خود را يعنى فكر و انديشهء خود را با اين پيوستن به اجتماع جاويد مىكند .
يك نفر ديگر مخترع است ، از طريق اختراعش به جامعه مىپيوندد ؛ خدمتش