اين شفاعت ، شفاعت هدايت است ؛ ظهور و تجسم حقايقى است كه در دنيا وقوع يافته است . بعد از انبيا و اوصيا و علمايى كه پيرو واقعى آنها بودند ، شهدا هستند كه گروه گروه مردم را از ظلمات گمراهى نجات داده و به شاهراه روشن هدايت رساندهاند .
اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد : خدا شهدا را در قيامت با بهاء و جلالى و با عظمت و نورانيتى وارد مىكند كه اگر انبيا از مقابل اينها بگذرند و سوار باشند ، به احترام اينها پياده مىشوند . اينقدر خدا شهيد را با جلالت وارد عرصهء قيامت مىكند .
گريه بر شهيد
در صدر اسلام در ميان شهداى زمان پيامبر ، آن كه از همه بيشتر درخشيد و به او لقب « سيدالشهداء » يعنى سالار شهيدان در آن زمان دادند ، جناب حمزة بن عبدالمطّلب عموى بزرگوار رسول اكرم بود كه در احد شهيد شد .
آنان كه به زيارت مدينه مشرف شدهاند حتماً به احد هم مشرف شدهاند و قبر حمزه را در احد زيارت كردهاند .
حمزه كه از مكه به مدينه مهاجرت كرده بود ، كسى نداشت ، خودش تنها بود .
وقتى كه پيامبر اكرم از احد برگشت به مدينه ، ديد در خانهء همهء شهدا گريه هست جز خانهء جناب حمزه ؛ حضرت فقط يك جمله فرمود : « امّا حَمْزَةُ فَلا بَواكى لَهُ » يعنى همهء شهدا گريهكننده دارند جز حمزه كه گريهكننده ندارد . تا اين جمله را فرمود ، صحابه رفتند به خانههايشان و گفتند : پيامبر فرمود حمزه گريهكننده ندارد . زنانى كه براى فرزندان خودشان يا شوهرانشان يا پدرانشان يا برادرانشان مىگريستند ، به احترام پيامبر و به احترام جناب حمزة بن عبدالمطّلب آمدند به خانهء حمزه و براى حمزه گريستند ؛ و بعد از اين ديگر سنت شد هركس براى هر شهيدى كه مىخواست بگريد ، اول مىرفت خانهء جناب حمزه و براى او مىگريست .
اين جريان نشان داد كه اسلام با اينكه با گريه بر ميّت ( ميّت عادى ) چندان روى خوشى نشان نداده است ، مايل است كه مردم بر شهيد بگريند ، زيرا شهيد حماسه آفريده است و گريه بر شهيد ، شركت در حماسهء او و هماهنگى با روح او و موافقت با نشاط او و حركت در موج اوست .
بعد از حادثهء عاشورا و شهادت امام حسين عليه السلام كه همهء شهادتها را