وَ هُمْ لايُفْتَنونَ » « 1 » دانستم كه تا رسول خدا در ميان ماست فتنه نازل نمىشود . از رسول خدا پرسيدم كه اين فتنه چه فتنهاى است ؟ فرمود : يا على ! فتنهاى است كه امت من بعد از من دچار آن مىگردند . گفتم : آيا شما در روز احُد آنگاه كه گروهى از مسلمين شهيد شدند و من از شهادت محروم شدم و اين امر بر من گران آمد ، به من نفرموديد كه مژده بدهم به تو ، شهادت تو در پيش است ؟ فرمود : همين طور است ، تو شهادت در پيش دارى . اكنون بگو در آن وقت صبرت چگونه خواهد بود ؟ گفتم : يا رسول اللَّه ! اينجا جاى صبر نيست ، جاى شكر و سپاس است . آنگاه پيغمبر راجع به فتنهاى كه بعد حادث خواهد شد ، به من توضيحاتى داد « 2 » .
اين است معنى نشاط شهادت . على به اميد شهادت زنده بود . اگر اين اميد را از او مىگرفتند ، خيرى در زندگى نمىديد ، زندگى برايش بىمعنى و بىمفهوم بود .
ما مردم به زبان ، بسيار « على على » مىگوييم . اگر با حرف ، كارها درست شود از ما شيعهتر در دنيا نيست ، اما اگر تشيع ، حقيقتى باشد - كه هست - و اگر تشيع به معنى علىمآبى و علىگونگى باشد كار خيلى مشكل است و همين ، يك نمونه است .
از على عليه السلام كه بگذريم ، افراد ديگرى باز مىبينيم كه « نشاط شهادت » دارند .
در دل اينها يك آرزو بود كه آيا ممكن است خدا شهادت را به آنها روزى كند ؟ ! يكى از دعاهاى معمولى مسلمانان صدر اسلام همين بود . در دعاهايى كه از ائمه به ما رسيده است اين موضوع به چشم مىخورد . در دعاى شبهاى ماه مبارك رمضان مىخوانيم :
هامش
( 1 ) . عنكبوت / 1 و 2 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 154 .