بشرى و انسانى است يا نه ؟ و اساساً خود اصل جهاد آيا با حق آزادى منافى است يا نه ؟ اينها بحثهاى دلكش و مفيدى است كه در جاى خود بايد طرح شود . اينجا همين قدر مىگوييم كه اسلام دينى نيست كه بگويد اگر كسى به طرف راست چهرهات سيلى زد طرف چپ را جلو ببر ، و دينى نيست كه بگويد كار خدا را به خدا و كار قيصر را به قيصر وابگذار ، و همچنين دينى نيست كه ايدهء مقدس اجتماعى نداشته باشد و يا كوشش در راه دفاع يا بسط آن ايده را لازم نشمارد .
قرآن كريم سه مفهوم مقدس را در بسيارى از آيات خود توأم آورده است :
« ايمان » ، « هجرت » و « جهاد » . انسانِ قرآن موجودى است وابسته به ايمان و وارسته از هرچيز ديگر . اين موجود وابسته به ايمان براى نجات ايمان خود هجرت مىكند و براى نجات ايمان جامعه و در حقيقت براى نجات جامعه از چنگال اهريمن بىايمانى جهاد مىنمايد . در اينجا اگر بخواهيم آيات مربوط به اين موضوع و يا روايات وارد در اين باب را بياوريم ، سخن به درازا مىكشد ؛ به شرح چند جمله از يك خطبهء نهجالبلاغه اكتفا مىكنيم .
در قسمت اول مىفرمايد : انَّ الْجِهادَ بابٌ مِنْ ابْوابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخاصَّةِ اوْلِيائِهِ همانا جهاد درى از درهاى بهشت است ؛ درى است كه خداوند اين در بهشتى را به روى همه كس نگشوده است . هر فردى لياقت ندارد كه باب الجهاد به رويش گشوده شود . هر فردى شايستگى مجاهد بودن ندارد . خداوند اين در را به روى دوستان خاص خويش گشوده است . مجاهدين بالاترند از اينكه بگوييم مساوى با اولياءاللَّه هستند . مجاهدين مساوى با « خاصّة اولياء اللَّه » مىباشند .
قرآن مىگويد بهشت داراى هشت در است ، چرا ؟ آيا به اين جهت كه ازدحام جمعيت نشود درهاى متعدد دارد ؟ مىدانيم كه آن جهان ، جهان تزاحم نيست ؛ همانطور كه خداوند حساب همهء بندگان را در يك لحظه مىرسد ( وَ هُوَ سَريعُ الْحِساب ) « 1 » هيچ مانعى نيست كه همهء بندگان از يك در و در يك لحظه وارد بهشت شوند . لهذا مسئلهء نوبت و صف كشيدن ، آنجا مطرح نيست . آيا يك امر تشريفاتى است ؟
شخصيتها و اعيان و اشراف از يك در و ديگران از در ديگر مىروند ؟ باز مىدانيم كه اين مسائل در آنجا نمىتواند مطرح باشد . آيا مردم به حسب مشاغل طبقهبندى
هامش
( 1 ) . رعد / 41 .