تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
روح بر بدن جارى شده و حكم جارىشده بر بدن ، بر لباس و جامه جارى شده است . بدن و جامهء شهيد از ناحيهء روح و انديشه و حق‌پرستى و پاكباختگىاش كسب شرافت كرده است . شهيد اگر در ميدان معركه جان به جان‌آفرين تسليم كند ، بدون غسل و كفن با همان تن خون‌آلود و جامهء خون‌آلود دفن مىشود .
خون ، شهيدان را ز آب اولىتر است * اين خطا از صد صواب اولىتر است در درون كعبه رسم قبله نيست * چه غم ار غواص را پاچيله نيست تو ز سرمستان قلاووزى مجو * جامه چاكان را چه فرمايى رفو لعل را گر مهر نبود باك نيست * عشق در درياى غم ، غمناك نيست ملت عشق از همه دينها جداست * عاشقان را مذهب و ملت خداست
اين احكام خاص در فقه اسلامى دربارهء بدن شهيد ، نشانهء ديگرى است از قداست شهيد در اسلام .

منشأ قداست

شهادت قداست خود را از ناحيهء چه امرى دارد ؟ بديهى است كه شهادت از آن جهت كه كشته شدن است تقدس ندارد . بسيارى از كشته‌شدنهاست كه نفله شدن است ؛ احياناً به جاى اينكه افتخار باشد ننگ است . اينجا لازم است توضيح بيشترى بدهم . مىدانيم مرگ و ميرهاى اشخاص انواع و اقسام دارد : 1 . مرگ طبيعى : شخصى عمر طبيعى خود را به پايان مىرساند و به طور طبيعى مىميرد . اين‌گونه مرگها قهراً عادى تلقى مىشود ؛ نه افتخارآميز است و نه ملامت‌خيز ، و حتى تأسف زيادى به دنبال خود نمىآورد و قهراً اين گونه مردنها نفله‌شدن هم تلقى نمىشود . 2 . مرگ اخترامى در اثر بيماريها مثلًا حصبه ، و با و غيره ، يا در اثر حوادث يا سوانحى از قبيل زلزله و سيل . اين گونه مرگها هرچند ملامت يا افتخارى ندارد ، اما نفله‌شدن هست و قهراً موجب تأسف . 3 . مرگهايى كه پاى يك جنايت در كار است ، يعنى مرگهايى كه از طرف مقتول