هيچ عملى صورت نگرفته است و قاتل صرفاً به موجب هوا و هوس خود كه وجود طرف را مزاحم منافع خود تشخيص مىدهد او را هدف قرار مىدهد . در روزنامهها مكرر مىخوانيم كه فلان زن فرزند خردسال شوهرش را سر به نيست كرد ، فقط به خاطر اينكه مورد علاقهء شوهرش بوده است و مىخواسته قلب شوهر منحصراً در تملك خودش باشد ، يا فلان مرد به دليل اينكه فلان زن عشق او را نپذيرفته است او را كشته است ، يا در تاريخ مىخوانيم كه فلان حكمران همهء فرزندان حكمران ديگر را قتلعام كرد كه در آينده رقابت نكنند .
در اينگونه جريانها در ناحيهء قاتل ، جنايت و خباثت وجود دارد و عملش نفرتانگيز تلقى مىشود و در ناحيهء مقتول ، مظلوميت ، بىدخالتى ، نفلهشدن ، هدر رفتن وجود دارد و عكسالعملش در انسانهاى ديگر تأسف و ترحم است . بديهى است كه اينچنين مردن در عين اينكه تأسفانگيز و ترحمخيز است ، تحسينآميز نيست ، افتخار شمرده نمىشود ، زيرا مقتول به هيچ وجه دخالتى نداشته است ؛ حسادت ، عداوت و حقارت طرف موجب شده كه بىسبب كشته شود .
4 . مرگهايى كه خود آن مرگها جنايت است ، از قبيل خودكشىها . اين گونه مرگها نفله كردن و هدر دادن خود است ، بدترين انواع مرگهاست . كسانى كه در تصادف اتومبيل كشته مىشوند و خود مقصرند ، مرگشان از اين قبيل مرگهاست و همچنين كسانى كه در راه يك گناه به هر شكل و به هر صورت باشد كشته شوند .
5 . مرگهايى كه « شهادت » است . مرگى شهادت است كه انسان با توجه به خطرات احتمالى يا ظنّى يا يقينى فقط به خاطر هدفى مقدس و انسانى و به تعبير قرآن « فى سبيل اللَّه » از آن استقبال كند .
شهادت دو ركن دارد : يكى اينكه در راه خدا و فى سبيل اللَّه باشد ؛ هدف ، مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فداى هدف نمايد . ديگر اينكه آگاهانه صورت گرفته باشد .
معمولًا در مورد شهادت ، جنايت هم هست ؛ يعنى عملى كه از جهت انتسابش به مقتول شهادت است و مقدس است ، از جهت انتسابش به قاتل جنايت و پليدى است .
شهادت به حكم اينكه عملى آگاهانه و اختيارى است و در راه هدفى مقدس است و از هرگونه انگيزهء خودگرايانه منزه و مبراست ، تحسينانگيز و افتخارآميز
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 449
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٤٩