است و عملى قهرمانانه تلقى مىشود . در ميان انواع مرگ و ميرها تنها اين نوع از مرگ است كه از حيات و زندگى ، برتر و مقدستر و عظيمتر و فخيمتر است .
اينجا با كمال تأسف بايد به نكتهاى اشاره كنم و آن اين است كه غالب ذاكران سيدالشهداء عليه السلام با آنكه آن حضرت را با لقب مقدس « شهيد » ياد مىكنند و « سيدالشهداء » مىخوانند ، در اثر اينكه تحليلى در اين مسائل ندارند ، تلقىشان از مرگ اباعبداللَّه عليه السلام از نوع سوم است ، يعنى نفله شدن و هدر رفتن .
بسيارى از مردم ما صرفاً بر مظلوميت اباعبداللَّه و بىجرمى و بىدخالتى آن حضرت مىگريند و تأسفشان از اين است كه امام حسين مانند كودكى كه قربانى هوس يك جاهطلب مىشود نفله شد و خونش هدر رفت ؛ در صورتى كه اگر اينچنين باشد آن حضرت مظلوم و بىتقصير هست ، همچنان كه همهء قربانيان آنگونه جنايات مظلوم و بىتقصيرند ، ولى ديگر شهيد نيست تا چه رسد كه سيدالشهداء باشد .
امام حسين صرفاً يك قربانى هوسهاى جاهطلبانهء ديگران نيست . شك ندارد كه از آن جهت كه اين فاجعه به كشندگان او انتساب دارد جنايت است ، هوس است ، جاهطلبى است ، ولى از آن جهت كه به شخص او انتساب دارد شهادت است ، يعنى ايستادگى آگاهانه و مقاومت هوشيارانه در راه هدفِ مقدس است . از او بيعت و امضا و تسليم مىخواستند و او با توجه به همهء عواقب زير بار نرفت . بعلاوه او سخت معترض بود و سكوت در آن شرايط را گناهى عظيم تلقى مىكرد . تاريخ آن حضرت ، مخصوصاً بيانات آن حضرت گواه روشن اين مطلب است .
پس شهادت ، قداست خود را از اينجا كسب مىكند كه فدا كردن آگاهانهء تمام هستى خود است در راه هدف مقدس .
جهاد يا مسئوليت شهيد
در اسلام آنچه منجر به شهادت يعنى مرگ آگاهانه در راه هدف مقدس مىگردد ، به صورت يك اصل درآمده است و نام آن « جهاد » است . فعلا نمىتوانيم به تفصيل دربارهء ماهيت اين اصل بحث كنيم كه آيا ماهيت دفاعى دارد يا تهاجمى ؟ و اگر ماهيت دفاعى دارد آيا منحصر است به دفاع از حقوق شخصى و حداكثر حقوق ملى و يا شامل حقوق انسانى از قبيل آزادى و عدالت مىشود ؟ و آيا توحيد جزء حقوق