تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
مولوى با اشاره به آيهء كريمهء « يا ا يُّهَا الْمُزَّمِّلُ . قُمِ اللَّيْلَ الّا قَليلًا » « 1 » مىگويد :
خواند مزّمّل نبى را زين سبب * كه برون آى از گليم اى بوالهرب هين قُم اللّيل كه شمعى اى همام * شمع ، دائم شب بود اندر قيام بى فروغت روز روشن هم شب است * بىپناهت ، شير اسير ارنب است نى تو گفتى قائد اعمى به راه * صد ثواب و اجر يابد از إله هركه او چل گام كورى را كشد * گشت آمرزيده و يابد رشَد هين بكش تو زين جهان بىقرار * جوق كوران را قطار اندر قطار
آرى ، كلمهء شهيد و مفهوم شهيد در ميان كلمات و مفاهيم اسلامى و در ذهن كسانى كه فرهنگشان فرهنگ اسلامى است كلمه‌اى و مفهومى نورانى و مقدس است ، از كلمات و مفاهيم ديگر برتر .

بدن شهيد

اسلام دينى حكيمانه است ؛ دستورى خالى از مصلحت و راز و رمز ، مخصوصاً راز و رمز اجتماعى ندارد . يكى از دستورهاى اسلامى اين است كه هر فرد مسلمان كه مىميرد ، بر ديگران واجب است كه بدن او را به ترتيب مخصوص غسل دهند و شستشو نمايند ، در جامه‌هايى پاك به ترتيب مخصوص كفن كنند و سپس نماز بخوانند و دفن نمايند . همهء اينها حكمتها و راز و رمزها دارد كه فعلًا در مقام بحث از آنها نيستيم . ولى اين دستور يك استثنا دارد ؛ آن استثنا شهيد است . از اين دستورها فقط نماز و دفن در مورد شهيد اجرا مىشود ، اما غسل و شستشو يا كندن لباسهاى دوران زندگى و پيچيدن در جامه‌اى ديگر به ترتيب خاص ، ابدا . اين استثنا خود راز و رمزى دارد . نشانهء اين است كه روح و شخصيت شهيد آنچنان پاك و وارسته شده كه در بدنش و در خونش و حتى در جامه‌اش اثر گذاشته است . بدن شهيد يك « جسد متروّح » است ، يعنى جسدى است كه احكام روح بر آن جارى شده است ، همچنان كه جامهء شهادتش « لباس متجسّد » است ؛ يعنى حكم
هامش
( 1 ) . مزّمّل / 1 و 2 .