مىخواهد . اسلام آوردن ، همين قدر كه كسى اظهار اسلام كند ، شهادتين را بگويد ، اثرش فقط اين است كه مسلمين از جنبه اجتماعى مىتوانند او را در زمره خودشان حساب كنند و از نظر حقوق اجتماعى مساوى خودشان بدانند ؛ يعنى اگر مرد است مىتوانند به او زن بدهند ، اگر زن است در شرايطى مىتوانند با او ازدواج كنند و همچنين ساير احكام حقوقى كه افراد مسلمان نسبت به يكديگر دارند . اما آيا اسلام فقط آمده است كه يك اجتماع اسلامى كه از مقررات اسلامى تمكين كند ايجاد كند ؟
نه ، اين يك مرحله است . اسلام آمده است ايمان ، عشق ، شور و محبت در دلها ايجاد كند . ايمان را كه نمىشود به زور به كسى تحميل كرد . آيهء « لا اكْراهَ فِى الدّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ » شايد غير از آن جهتى كه در هفته پيش عرض كردم ناظر به اين جهت است كه تو از مردم ايمان مىخواهى ، مگر با اجبار هم مىشود كسى را مؤمن كرد ؟ ! اين است كه قرآن مىفرمايد مردم را با حكمت دعوت كن : ادْعُ الى سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ « 1 » مردم را با دليل و منطق دعوت كن تا روح و قلب آنها را خاضع و عشق و محبت در دل آنها ايجاد كنى . در آيهء ديگر مىفرمايد : فَذَكِّرْ انَّما انْتَ مُذَكِّرٌ . لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ « 2 » اى پيغمبر ! وظيفه تو گفتن و ابلاغ و يادآورى است ، تو كه مسلط بر اين مردم نيستى كه بخواهى به زور آنها را مؤمن و مسلمان كنى .
پس بعضى از موضوعات است كه خود آن موضوعات زور بردار و اجبار بردار نيست . طبعا در اين گونه مسائل بايد مردم آزاد باشند ، يعنى امكانى غير از آزادى وجود ندارد .
امورى كه اجبار بردار است ولى كمال مطلوب با اجبار حاصل نمىشود
يك سلسله مسائل ديگر است كه در آنها مىشود مردم را اجبار كرد ولى آن كمالى كه در آن كار مىخواهند ، به اجبار پيدا نمىشود . مثلا در اخلاقيات ، مردم موظفند راستگو باشند ، امين باشند ، به يكديگر خيانت نكنند ، عادل باشند . مىشود مردم را
هامش
( 1 ) . نحل / 125 .
( 2 ) . غاشيه / 21 و 22 .