اسلام و آزادى تفكر
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
بحث ما درباره آزادى عقيده بود . در جلسه گذشته بحثى شد درباره اين كه چگونه عقيدهاى صحيح است آزاد باشد و چگونه عقيدهاى صحيح نيست آزاد باشد و آزاد بودن بشر در آن بر خلاف حيثيت شرافتى انسان است . عرض كرديم معتقَدات بشر بر يكى از دو پايه مىتواند باشد . گاهى پايه اعتقاد بشر يك تفكر آزاد است ، انسان با يك عقل و فكر آزاد از روى تأمل و انديشه واقعى عقيدهاى را براى خود انتخاب مىكند . ولى گاهى عقيدهاى به بشر تحميل مىشود از هر راهى ولو از راه تقليد آباء و اجداد ، و بعد انسان به آن عقيده خو مىگيرد و آن عقيده بدون آن كه با قوّه تفكر او كوچكترين ارتباطى داشته باشد در روح او مستقر مىگردد . اولين خاصيت و اثر اين گونه عقايد اين است كه جلو تفكر آزاد انسان را مىگيرد و به صورت زنجيرى براى عقل و فكر انسان در مىآيد . اين گونه عقايد عبارت است از يك سلسله زنجيرهاى اعتيادى و عرفى و تقليدى كه به دست و پاى فكر و روح انسان بسته مىشود ، و همانطور كه يك آدمِ به زنجير كشيده و به غل بسته شده خودش قادر نيست آن زنجير را از دست و پاى خود باز كند ، شخص ديگرى لازم است تا با