خاصى پرواز را به بچههايشان ياد مىدهند . ] گويا كركس را مثال زده بود . نوشته بود اين حيوان وقتى مىخواهد پرواز را به بچهاش ياد بدهد بعد از اين كه اين بچه پر درآورد يعنى جهازش از نظر جسمانى كامل شد - ولى چون هنوز پرواز نكرده پرواز كردن را بلد نيست - او را با نوك خودش برمىدارد مىاندازد روى بال خودش و پرواز مىكند . يك مقدار كه بالا رفت ، يك دفعه اين بچه را رها مىكند . او به حكم اجبار شروع مىكند به پر و بال زدن ولى پر و بالهاى نامنظم ، گاهى بالا مىرود گاهى پايين ، گاهى افقى مىرود گاهى عمودى . مادر هم مراقب و مواظب اوست تا وقتى كه احساس مىكند خسته شده كه اگر او را نگيرد سقوط مىكند ، آنوقت او را مىگيرد و دومرتبه روى بال خود مىگذارد . باز مقدارى او را مىبرد و ضمنا به او ارائه مىدهد كه اين طور بايد حركت كرد و بال زد . همين كه رفع خستگىاش شد دومرتبه آزادش مىگذارد . باز مدتى پر و بال مىزند ، و همين طور مدتها بچهء خودش را اين طور تربيت مىكند تا پرواز كردن را به او ياد بدهد ، يعنى راهنمايى را با به خود واگذاشتن توأم مىكند تا آن بچه پرواز كردن را ياد بگيرد .
بسيارى از مسائل اجتماعى است كه اگر سرپرستهاى اجتماع افراد بشر را هدايت و سرپرستى نكنند گمراه مىشوند ، اگر هم بخواهند ولو با حسن نيت ( تا چه رسد به اين كه سوء نيت داشته باشند ) به بهانه اين كه مردم قابل و لايق نيستند و خودشان نمىفهمند و لياقت ندارند آزادى را از آنها بگيرند اين مردم تا ابد بىلياقت باقى مىمانند .
مثلا انتخابى مانند انتخاب وكيل مجلس مىخواهد صورت بگيرد . ممكن است شما كه در فوق اين جمعيت قرار گرفتهايد حسن نيت هم داشته باشيد و واقعا تشخيص شما اين باشد كه خوب است اين ملت فلان فرد را انتخاب كند ، و فرض مىكنيم واقعا هم آن فرد شايستهتر است . اما اگر شما بخواهيد اين را به مردم تحميل كنيد و بگوييد شما نمىفهميد و بايد حتما فلان شخص را انتخاب كنيد ، اينها تا دامنهء قيامت مردمى نخواهند شد كه اين رشد اجتماعى را پيدا كنند . بايد آزادشان گذاشت تا فكر كنند ، تلاش كنند ، آن كه مىخواهد وكيل شود تبليغات كند ، آن كسى هم كه مىخواهد انتخاب كند مدتى مردّد باشد كه او را انتخاب كنم يا ديگرى را ، او فلان خوبى را دارد ، ديگرى فلان بدى را دارد . يك دفعه انتخاب كند ، به اشتباه خودش پى ببرد ، باز دفعه دوم و سوم تا تجربياتش كامل شود و بعد آن ملت به صورت ملتى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 390
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٩٠