اين مقدارش را قبول كردهاند كه انسان نمىتواند بدون سرگرمى مذهبى باشد ، همين طور كه در مسئله هنر هم اين حرف را مىزنند : انسان نيازمند به يك سرگرمى هنرى مثلا سرگرمى شعرى است . مسائلى كه مربوط به وجدان شخصى هر فرد است اصلا خوب و بد ندارد ، راست و دروغ ندارد ، حق و باطل ندارد ؛ حق و باطل و راست و دروغش بستگى به پسند شما دارد ، هرچه را كه شما بپسنديد آن خوب است . مثالى عرض مىكنم :
اگر كسى از شما بپرسد : در ميان رنگهاى لباسها كدام رنگ بهتر است ، جواب چيست ؟ هركس جواب مطلق بدهد ، بگويد : بهترين رنگها كه همه مردم بايد آن رنگ را براى لباس خود انتخاب كنند فلان رنگ است ، آدم جاهلى است . جواب اين است كه در مسئله رنگ ، ذوقها و سليقهها مختلف است ، هر كسى رنگ مخصوصى را براى لباس خود مىپسندد . از من نپرس كه بهترين رنگها براى همه مردم چيست ؟
از من بپرس تو كدام رنگ را براى لباسهايت معمولا انتخاب مىكنى ؟ تا من بگويم فلان رنگ . يا در ميان خورشها كداميك از همه بهتر است ؟ كسى نمىتواند جواب مطلق بدهد كه فلان خورش بهترين خورش است ، اين خورش را بايد انتخاب كرد و ساير خورشها را بايد دور ريخت . نه ، تو حق دارى از ذوق و سليقه خودت حرف بزنى . انسان احتياج دارد يك خورشى را با برنج مصرف كند ، هر كسى هر خورشى را مىپسندد همان خوب است . اينها را ما مىگوييم مسائل سليقهاى و شخصى كه خوب و بد مطلق ندارد ، خوب و بدش بستگى به پسند انسان دارد ، هر كسى هرچه را مىپسندد همان خوب است .
در مسائل مذهبى و دينى چون آنها نمىخواهند به واقعيتى براى دين و نبوت اعتراف كرده باشند و قبول كنند كه واقعا پيغمبرانى از طرف خدا آمدهاند و يك راه واقعى به بشر نشان دادهاند و سعادت بشر در اين است كه آن راه واقعى را طى كند ، مىگويند ما نمىدانيم واقع و ريشه مذهب چيست ولى همينقدر مىفهميم كه انسان بدون مذهب نمىتواند زندگى كند ؛ يكى از شرايط زندگى انسان اين است كه انسان به يك موضوعى به عنوان مذهب سرگرمى داشته باشد و به عبارت ديگر يكى از سرگرميهاى زندگى انسان مذهب است ، خواه آن چيزى كه به عنوان معبود گرفته خداى يگانه باشد يا انسانى به نام عيساى مسيح يا گاو يا فلز و يا چوب ، فرق نمىكند ، بنابراين نبايد مزاحم افراد شد ، هر كسى به ذوق و سليقه خودش هرچه را
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 379
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٧٩