تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
خلاف نظر كليسا دارد يا نه ؟ ! آيا اگر كليسا اظهار نظر كرده است كه عناصر چهارتاست يا خورشيد به دور زمين مىچرخد ، در اين مسائل كسى فكرى بر خلاف اين دارد ؟ ولو فكر او فكر علمى و فلسفى و منطقى بود . تا مىديدند فكرى پيدا شده بر خلاف آنچه كليسا عرضه داشته است ، فورا آن را به عنوان يك جرم بزرگ تلقى مىكردند ، آن شخص را به محكمه مىكشاندند و شديدترين مجازاتها از نوع سوختن زنده زنده را در مورد او اعمال مىكردند . شما تاريخ اروپاى قرون وسطى را بخوانيد [ و آن را با تاريخ مشرق زمين مقايسه كنيد ، آنگاه مىبينيد ] در اين جهت مشرق زمين نظير ندارد . از نظر فجيع بودن جنايت ، ما هرچه كه مشرق زمين را توصيف كنيم و هرچه كه منبريها در منابر راجع به بنىاميه و بنىالعباس و حتى حجّاج بن يوسف ثقفى حتى مبالغه كنند ، مشرق زمين هرگز به پاى اروپاييهاى قرون وسطى نمىرسد ، به پاى اروپايى امروز هم نمىرسد . مجازات زنده زنده آتش زدن به سادگى انجام مىشد . تاريخ آلبرماله قسمت قرون وسطاى آن را بخوانيد . مثلا مىنويسد : يك دسته زن را ( با اين كه زن بيشتر مورد ترحم است ) به يك جرم خيلى كوچك زنده زنده آتش زدند . چقدر دانشمندانى كه به جرم اظهار نظر در مسائلى كه كليسا در باره آنها اظهار نظر علمى كرده است ، آن هم مسائلى كه مربوط به اصول دين نيست مثل اين كه عناصر چندتاست يا زمين مىگردد كه مسئلهء مذهبى نيست ، كشته شدند . مىگفتند كليسا در مسئله كليات اظهار نظر كرده است ، ديگر هيچ عالمى حق ندارد در اين مسئله بر خلاف آنچه كليسا اظهار نظر كرده است بگويد . قهرا عكس‌العمل آن تشديدها اين خواهد بود كه بگويند هر جا پاى مذهب در كار بيايد ، هر جا كه نام دين و مذهب باشد ، مردم آزادند هر عقيده‌اى را مىخواهند داشته باشند ولو بخواهند گاو را پرستش كنند .

2 . دين امرى مربوط به وجدان شخصى فرد است

جهت ديگر اين است كه از نظر طرز تفكر بعضى از فلاسفه اروپا ، دين و مذهب هرچه مىخواهد باشد - خواه به صورت بت‌پرستى ، خواه به صورت گاوپرستى و خواه به صورت خداپرستى - امرى است مربوط به وجدان شخصى هر فرد ؛ يعنى هر فردى در وجدان خودش نيازمند است كه يك سرگرمى به نام مذهب داشته باشد .