السَّمواتِ وَ الْارْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ « 1 » .
همانا در خلقت اين آسمانها و زمين نشانههايى وجود دارد . برويد سراغ اين نشانههاى ما ، برويد درباره اين نشانهها فكر كنيد ، اما به شرط اين كه لُب و مغز داشته باشيد ، روح داشته باشيد ، فكر داشته باشيد . ببينيد تا چه اندازه عقل و فكر انسان را آزاد مىكند !
عقيده اسلامى اجبار بردار نيست
آيه ديگر قرآن مىگويد : لا اكْراهَ فِى الدّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ « 2 » دين و ايمان اجبارى نيست ، راهْ واضح است ، من از شما فقط تفكر و دقت مىخواهم . اساسا ايمانى كه اسلام مىخواهد قابل اجبار كردن نيست ، امكان اجبار ندارد . مگر مىشود كسى را آن طورى كه اسلام از او ايمان مىخواهد مجبور كرد ؟ اگر ممكن باشد كه بچهاى را به فلك ببندند ، اينقدر چوب به او بزنند تا يك مسئله را حل كند ، چنين چيزى نيز ممكن است . زير چوب كسى نمىتواند مسئله حل كند . او را بايد آزاد گذاشت ، فكرش را بايد آزاد گذاشت تا مسئله را حل كند . عقيده اسلامى يك چنين چيزى است .
شأن نزول آيه « لا اكراه فىالدين »
در شأن نزول آيهء « لا اكْراهَ فِى الدّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ » نوشتهاند عدهاى از انصار ( يعنى مردم مدينه از اوس و خزرج ) قبل از اين كه پيغمبر اسلام به مدينه تشريف بياورند ، بچههايشان را نزد يهوديها مىفرستادند چون آنها نسبت به بتپرستهاى مدينه متمدنتر بودند و بعضى از ايشان ( ده بيست نفر ) سواد خواندن و نوشتن هم داشتند ، برعكس اعراب بتپرست كه سواد خواندن و نوشتن نداشتند . اغلب ، بچههايشان را پيش آنها مىفرستادند كه تربيت شوند و چيزهايى ياد بگيرند . اين بچهها وقتى كه مىرفتند پيش يهوديها مىديدند كه ثقافت و فرهنگ آنها نسبت به
هامش
( 1 ) . آل عمران / 190 و 191 .
( 2 ) . بقره / 256 .