آمد اين زنجير اعتقادى را از دست و پاى آنها باز كرد و فكرشان را آزاد نمود : وَ يَضَعُ عَنْهُمْ اصْرَهُمْ وَ الْاغْلالَ الَّتى كانَتْ عَلَيْهِمْ « 1 » . قرآن اسم آن چيزى را كه اروپايى مىگويد بشر را بايد در آن آزاد گذاشت ، زنجير مىگذارد ؛ مىگويد شكر اين را بكنيد كه خدا به وسيله اين پيغمبر اين بارهاى گران يعنى خرافهها را از دوش شما برداشت ، اين زنجيرهايى را كه خودتان به دست و پاى خودتان بسته بوديد برداشت .
در جنگ بدر اسرا را نزد پيغمبر آورده بودند . طبق معمول اسير را براى اين كه فرار نكند مىبندند . پيغمبر يك نگاهى به اينها كرد و بىاختيار تبسم نمود . آنها گفتند :
ما از تو خيلى دور مىدانستيم كه به حال ما شماتت كنى . فرمود : شماتت نيست ، من مىبينم شما را به زور اين زنجيرها بايد به سوى بهشت ببرم ، به زور بايد اين عقايد را از شما بگيرم .
بنابراين بسيار تفاوت است ميان آزادى تفكر و آزادى عقيده . اگر اعتقادى بر مبناى تفكر باشد ، عقيدهاى داشته باشيم كه ريشه آن تفكر است ، اسلام چنين عقيدهاى را مىپذيرد ، غير از اين عقيده را اساسا قبول ندارد . آزادى اين عقيده آزادى فكر است . اما عقايدى كه بر مبناهاى وراثتى و تقليدى و از روى جهالت ، به خاطر فكر نكردن و تسليم شدن در مقابل عوامل ضد فكر در انسان پيدا شده است ، اينها را هرگز اسلام به نام آزادى عقيده نمىپذيرد .
ريشه طرح غلط آزادى عقيده در اروپا :
1 . محكمه تفتيش عقايد
آيا مىدانيد علت اين كه در دنياى اروپا آزادى دين و آزادى عقيده را اين طور فرض كردند كه عقيده بشر بايد به طور كلى آزاد باشد ( به همان معنايى كه خودشان مىگويند ) چيست ؟ اين آزادى عقيده به اين حد افراط كه شما امروز در دنياى اروپا مىبينيد ، بخشى از آن عكسالعمل يك جريان بسيار شديد و سختى است كه در دنياى اروپا بوده و آن محكمهء تفتيش عقايد است . اينها قرنها در چنگال تفتيش عقايد بودند . كليسا مىآمد تجسس و جست و جو مىكرد ببيند آيا كسى در مسائلى كه كليسا درباره آن اظهار نظر كرده است - ولو راجع به فلكيّات باشد - اعتقادى بر
هامش
( 1 ) . اعراف / 157 .