حيثيت انسانى اوست كه فكر كردن باشد . تو بيا اين زنجير را از دست و پايش باز كن تا فكرش آزاد باشد .
دو نمونه از برخورد نادرست با آزادى عقيده
ملكه انگلستان در سفر به هندوستان به همهء معابد رفت ، در همه جا احترام گزارد .
وقتى مىخواست به فلان بتخانه وارد شود ، قبل از آن كه به كفشكَن معروف برسد از بيرون كفشهايش را درآورد و گفت اينجا معبد است ، محترم است . با اين كه مىگفت من خودم مسيحى هستم و بتپرست نيستم اما [ در آنجا گفت ] از باب اين كه يك عده انسانها اين بتها را محترم مىشمارند ، من بايد آنها را محترم بشمارم ، عقيده آزاد است !
يا عدهاى مىگويند ببينيد ما چه ملتى هستيم ! ما در دو هزار و پانصد سال پيش اعلاميه حقوق بشر را امضا كرديم . كوروش وقتى كه وارد بابِل شد ، با اين كه خودش بتپرست نبود و تابع مثلا دين زردشت بود ، معذلك گفت تمام معابد بتپرستى كه در اينجا هست محترم است . پس ما ملتى هستيم طرفدار آزادى عقيده . اين بزرگترين اشتباه است . از نظر سياسى هر چه مىخواهيد تمجيد كنيد ، زيرا اگر كسى بخواهد ملتى را به زنجير بكشد بايد تكيه گاه اعتقادى او را هم محترم بشمارد ، اما از نظر انسانى اين كار صد در صد خلاف است .
سه نمونه از برخورد درست با آزادى عقيده
كار صحيح كار ابراهيم عليه السلام است كه خودش [ در جامعهاش ] تنها كسى است كه يك فكر آزاد دارد و تمام مردم را در زنجير عقايد سخيف و تقليدى كه كوچكترين مايهاى از فكر ندارد گرفتار مىبيند . مردم به عنوان روز عيد از شهر خارج مىشوند و او بيمارى را بهانه مىكند و خارج نمىشود . بعد كه شهر خلوت مىشود وارد بتخانه بزرگ مىشود ، يك تبر برمىدارد ، تمام بتها را خرد مىكند و بعد تبر را به گردن بت بزرگ مىآويزد و بيرون مىآيد . عمدا اين كار را كرد براى اين كه - به نصّ قرآن كريم - بتواند فكر مردم را آزاد كند . شب ، وقتى كه مردم بر مىگردند و به معبد مىروند مىبينند اوضاع واژگونه است ، مثل اين است كه اين بتها خودشان با همديگر دعوا كرده باشند و همديگر را كشته باشند . تنها بتى كه باقى مانده است بت