تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
رفتن دنبال حقِ خود به عنوان حق خود ، كمال است يعنى يك كار در آنِ واحد دو شكل مىتواند داشته باشد . باز در پرانتز عرض بكنم : يادم هست كه از وقتى بچه بودم گاهى مىديدم بعضى افراد برايشان يك شبهه پيدا مىشود كه چرا حضرت زهرا با آن مقام عصمت و قداست رفت در مسجد پيغمبر و از مسئله فدك دفاع كرد ، در حالى كه آنها كسانى بودند كه : وَ يُطْعِمونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ اسيراً . انَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ « 1 » ، يا على خودش مىگويد : وَ ما اصْنَعُ بِفَدَكٍ وَ غَيْرِ فَدَكٍ و به قول شاعر فارسى :
آن كه رست از جهان فدك چه كند * آن كه جست از جهت فلك چه كند
بعد من رسيدم به اين جا كه دو مسئله است : رفتن دنبال حق مغصوب براى نجات دادن حق يك مسئله است ، يك ارزش بسيار عالى اسلامى و انسانى است ، و رفتن براى اين كه گرسنه مانده‌ام ، مىخواهم شكمم را سير كنم كه صرفا انگيزه حيوانى داشته باشد مسئله ديگرى است . اگر صرفا مسئله سير شدن شكم باشد بله مسئله مهمى نيست . چنين انسانهايى كه در حالى كه گرسنه هستند آنچه دارند به ديگران مىدهند آنجا هم مىگفتند مال ديگران است . اما نه ، يك وقت من مال و ثروت دارم ، ايثار مىكنم ، حق خودم را خودم مىدهم و به ديگرى ايثار مىكنم ؛ ارزش اين كار [ محفوظ است . ] يك وقت حق من را ديگرى به زور مىگيرد ، اينجا اگر حقم را نگيرم ضد ارزش است ، اگر بگيرم ارزش است . دنبال حق رفتن ارزش است . پس اين نظريهء ديگر بر اين اساس است كه روان‌شناسى انسان را بر جامعه‌شناسى او مقدم مىدارد يعنى انسان دو وجدان دارد : وجدان فطرى و وجدان اكتسابى ؛ قسمتى از وجدان خودش را از جامعه مىگيرد ولى وجدان انسانى او و ريشه‌هاى انسانى وجدانش در سرشتش نهاده شده است كه قرآن روى اين موضوع خيلى تكيه مىكند : وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ روحى « 2 » . يعنى يك جنبهء ماورايى ، خدايى ، ارزشى ، متعالى ، قبل از آن كه انسان از جامعهء خودش تأثر بپذيرد به طور بالقوه - مثل
هامش
( 1 ) . انسان / 8 و 9 . ( 2 ) . حجر / 29 و ص / 72 .