استاد : من متأسفم كه اگر بخواهم به اين سؤال شما جواب بدهم از خودِ مسألهاى كه مطرح است كه آيا اين انقلاب ما انقلاب اسلامى بوده يا نه ، به كلى مىمانيم . اگر چنين سؤالى داريد من حاضرم و موافقم در جلسه ديگرى اين سؤال را بفرماييد تا من به تفصيل در باره اين مسئله بحث كنم .
- فكر نمىكنيد سرنوشت بحث ما يعنى آنچه تا الان توضيح داديد به اين متكى باشد ؟
استاد : نه ، زياد متكى نيست ، اگر واقعا متكى بود بعد بحث مىكنم . من مىترسم انتظار ديگران برآورده نشود و اين ناراحتى ايجاد كند .
بياييم سر بحث انقلاب ايران . خود انقلاب ايران مىتواند اساسا معيارى براى اين بحث باشد يعنى ما نمىخواهيم كه انقلاب اسلامى ايران را بر اساس آن نظريهها توجيه كنيم ، مىخواهيم صحت و سقم آن نظريهها را بر اساس اين انقلاب موجود در ايران محك بزنيم و به دست بياوريم .
- حقيقتا روش علمى هم همين است ، ابتدا آن فرضيه را در اين مورد تست مىكنند .
استاد : در ايران انقلابى رخ داده كه قوانين جامعهشناسى را كه هميشه قوانينى محتمل است نه علمى به مفهوم دقيق آن ، بههم ريخته است . كسى باور نمىكرد انقلابى رخ بدهد كه از مسجدها شروع شود در حالى كه هيچ تشكيلاتى در ميان مردم وجود نداشته باشد ، هيچ تمرين حزبى و هيچ تمرين انقلابى در كار نباشد . ما مىبينيم غربىها و غرب مآبها اين را پديده نو ظهورى مىبينند و از وجود و واقعيت چنين پديدهاى ناراحتند .
- فكر نمىكنيد به اين دليل باشد كه چون رژيم سابق همه درها را به روى مردم بسته بود آنها ناگزير بودند كه از طريق مسجد حرفشان را بزنند و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٦٣